عطا ملك جوينى

682

تاريخ جهانگشاى جوينى ( فارسي )

روزى چند از پس بماندند و بر عقب او به خوشدلى بازگشتند . و با آن جماعت حاكمان كه ذكر رفت نوكران تعيين فرمود و اشارت كرد تا ولايات را شماره كنند و مالها قرار نهند و چون از آن فارغ شوند عنان مراجعت معطوف گردانند و با بندگى حضرت مبادرت . و هريك را ازيشان فرمان آنكه : « احوال گذشته را به واجبى بحث و استكشاف رود و هيچ‌كس را از مضايق آن تفصّى « 1 » نتواند بود و عَفَا اللَّهُ عَمَّا سَلَفَ « 2 » . ما را نظر بر ترفيه احوال رعاياست نه بر توفير اموال خزاين . » و در باب تخفيف مؤن رعايا يرليغى فرمود كه سواد آن مثبت است در خزاين ادراج « 3 » و اوراق . و از آنجا معلوم شود كه به امور جهانيان و نظم مصالح ايشان تا به چه غايت اهتمام و اعتنا دارد . و پادشاه‌زادگان بعد از كيوك خان هريك بيش از حد يرليغها داده بودند و سوداها « 4 » كرده و ايلچيان به اطراف عالم روان و شريف و وضيع به حمايت ارتاقى « 5 » تمسّك جسته و از بسيارى با زيردستان جسته « 6 » . مثال داد تا اين جماعت هريك در ولايتى كه بديشان تعلّق دارد يرليغها و پايزه‌ها از عهد چنگز خان و قاآن و كيوك خان و ديگر پسران هركس كه داشته باشد بازدهد و بعد ازين پادشاه‌زادگان در كارى كه تعلّق به مصالح ولايات داشته باشد و بىاستطلاع و استدلال نوّاب حضرت مثال ندهند و ننويسند و ايلچيان بزرگتر زيادت از چهارده سر اولاغ ننشينند و از يام « 7 » به بام روند ؛ و در هيچ ديه و شهر كه در آنجا به تعيّن مصلحتى نداشته باشند نروند و از علوفه‌اى « 8 » كه مقرّر شده است كه مردى چه خورد زيادت نستانند . و چون كار ظلم و جور بر آسمان رسيده بود و به تخصيص دهاقين از دست عوارضات سركوفته و پاىمال شده به حدّى كه محصول ارتفاعات « 9 » به نصف مئونتى كه ازو مىگرفتند وافى نبود « 10 » فرمان داد كه : « شريف و وضيع از ارتاقان و اصحاب عمل و شغل با زيردستان پاى به روزن فروكنند « 11 » و هركس به نسبت

--> ( 1 ) - تفصّى : درآمدن از تنگنا . ( 2 ) - عفا . . . خداوند از آنچه گذشت ، درگذشت . ( سورهء مائده 5 / 95 ) . ( 3 ) - ادراج : قياسا جمع درج است كه لغتى است در درج به معنى ورقه يا اوراقى كه كتّاب ديوان در آن چيز نويسند و اغلب عبارت است از چند ورقه كاغذ كه آنها را باهم پيوسته و تا كنند يا درهم پيچند . ولى در كتب لغت معتبره ادراج در جمع درج بدين معنى به نظر نرسيد و اين ادراج در اينجا غير ادراج به كار رفته در ص . . . ( 4 ) - سوداها : معاملات . ( 5 ) - ارتاق : بازرگان و شريك تجارى . ( 6 ) - مقصود از اين عبارت گنگ معلوم نشد و جامع التّواريخ ( ص 310 - 311 ) كه اين مواضع را تقريبا بدون كم و زياد از روى جهانگشاى استنساخ كرده ، اين جملهء تاريك را به كلّى انداخته ( مص ) . ( 7 ) - يام : چاپارخانه . ( 8 ) - علوفه : آذوقهء انسان و حيوان . ( 9 ) - ارتفاع : در اينجا كشت و زرع . ( 10 ) - معنى جمله : به حدّى كه درآمد محصول ، كفاف نصف هزينهء آنها را نمىداد . ( مص ) . ( 11 ) - پا به روزن فروكردن : ظاهرا به معنى به خود سخت گرفتن است . ( مص ) .