عطا ملك جوينى
675
تاريخ جهانگشاى جوينى ( فارسي )
مخالفان موافق بودست و قرارى نهاده و مقرّر كرده تا جماعت مسلمانان را در مسجد جامع در روز غرّا « 1 » ، شبى سودا نمايند تا صبح نيم شبى را مشاهده كنند « 2 » و نور اسلام به ظلام كفر بپوشانند و جمعيّت ايشان را چنان تفرقه دهند كه در روز محشر مگر اميد جمع ايشان ممكن و ميسّر شود ، يُرِيدُونَ أَنْ يُطْفِؤُا نُورَ اللَّهِ بِأَفْواهِهِمْ وَ يَأْبَى اللَّهُ إِلَّا أَنْ يُتِمَّ نُورَهُ وَ لَوْ كَرِهَ الْكافِرُونَ « 3 » . معجزهء دين محمّدى سر مصحف را پيدا گردانيد « 4 » و نور شريعت احمدى نقش صحيفهء ظلمانى هويدا . و غلامى از ميان ايشان چنانك بر عجر و بجر « 5 » مكايد ايشان واقف بود اسلام آورد و ايشان را ايقاق 6 - « 6 » شد و آن گناه را بريشان درست گردانيد « 7 » . و بعد ما كه ايدى قوت را با جماعتى ديگر ازيشان به اردو آوردند و يارغو داشتند و آن سخنها را التزام نمودند فرمان شد تا او را با بيشباليغ برند . و اصناف خلايق را در صحرا حاضر آوردند از اهل اسلام و عبدة الأصنام . و در روز جمعه بعد از نماز به حضور مردمان به زبانيه « 8 » تسليم كردند . و مسلمانان بدين فتح كه بارى ديگر به تازگى حيوتى تازه يافتند شكر يزدان به تقديم رسانيدند : فتح تفتّح ابواب السّماء له * و تبرز الأرض فى ابرادها القشب « 9 » و اين جزا و عقاب موجب مزيد دعا و ثواب پادشاه غازى منكو قاآن شد . اين حسن مكافات حقتعالى دوام مملكت و قوام خانيّت او كناد . و به اشباع اين حال در ذكر ايدى قوت مسطور شده است « 10 » . و ايلچيكتاى درين وقت به عراق بود . از حضرت پادشاه جهان غدقان قورچى روان گشت و به خدمت باتو رفت و از آنجا با نوكران به گرفتن او [ روان شد ] . چون به عراق
--> ( 1 ) - غرّا : روشن . ( 2 ) - معنى جمله : . . . قرار گذاشتند كه مسلمانان را در مسجد جامع و در روز روشن به شب سياه بنشانند ( يعنى آنها را بكشند ) . ( 3 ) - يريدون . . . مىخواهند نور خدا را با دهان خود خاموش كنند و خدا جز به كمال رساندن نور خود نمىخواهد ، هرچند كافران را خوش نيايد ( سورهء توبه 9 / 32 ) . ( 4 ) - « سر مصحف را پيدا كردن » بايد مثلى يا تعبير مخصوصى باشد . گويا به معنى آشكار شدن مطلب و فاش شدن راز است . ( مص ) ( 5 ) - عجر و بجر : ظاهرا بجر از اتباع است و عجر به معنى « احوال ظاهر و باطن » است . ( 6 ) - ايقاق : نمّام ، سخن چين . ( 7 ) - درست گردانيد : ثابت كرد . ( 8 ) - زبانيه : فرشتگان دوزخ ، جمع زبنيه . ( 9 ) - فتح . . . پيروزيى كه درهاى آسمان براى آن گشوده شد و زمين در تگرگهاى سفيد ظاهر و بارز گرديد . ( بيت از ابو تمام است ) ( 10 ) - رجوع كنيد به جلد اوّل صفحات 143 و 148 .