عطا ملك جوينى

676

تاريخ جهانگشاى جوينى ( فارسي )

رسيدند جريده « 1 » برخاست و به بادغيس آمد . ايلچيان در بادغيس او را بگرفتند و به حضرت باتو بردند با جمعى از خواصّ . كار او نيز هم برين منوال تمام گشت : دمى چند بشمرد و ناچيز شد * به طعنه جهان گفت كو نيز شد و كيفيّت و چگونگى اين حال از ذكر او « 2 » معلوم شود . و در گوشه‌ها هركس از فتّانان مانده بودند و در كنج انزوا رفته و آوردن هر يكى تطويلى داشت بالاى يارغوچى را با نوكران به لشكرهاى ييسو فرستادند تا بحث و تفحّص اشباه و نظراى ايشان كنند و هركس كه درين كنگاج بوده است به ياسا رسانند . و اميرى ديگر به جانب ختاى فرستادند كه به همين مصلحت نامزد بود . و چون « 3 » فتنه‌ها كه نزديك بود كه از هيجان شرّ آن جهان سوخته شود و انديشه‌ها از پيش خاطر برخاست و پادشاه‌زادگان مذكور كه به تعليم معلّمان بدانديش و تفهيم اميران بدكيش و مثل جليس السّوء كمثل النّار ان لم يضرّك حرّها لم يفتك دخانها « 4 » مغرور بودند و از جادّهء مصلحت و قبول نصيحت منحرف و دور ، چون « 5 » حسن سيرت و نقاء « 6 » سريرت پادشاه جوان دولت چنان اقتضا نمود كه رعايت جانب قرابت و مواصلت را به اقالت « 7 » عثرت « 8 » عين فرض داند و التزام طرف [ اذا ] ملكت فأسجح « 9 » را به گاه حشمت و جاه در ذمّت كرم دين و قرض : و ادّ زكات الجاه و اعلم بانّه * كمثل زكات المال تمّ نصابها « 10 » جناح مرحمت و رأفت هماىوار بر سر ايشان گسترانيد و ذيل عفو و تجاوز بر زلّت و هفوات « 11 » هريك پوشانيد : و لا يحمل الحقد القديم عليهم * و ليس رئيس القوم من يحمل الحقدا « 12 »

--> ( 1 ) - جريده : تنها . ( 2 ) - ظاهرا مصنّف قصد داشته ذكرى ( يعنى فصلى ) در خصوص ايلچيكتاى بنويسد ولى بعدا اين كار صورت نگرفته است ؛ به هر صورت در نسخ حاضره چنين فصلى نيست . ( مص ) ( 3 ) - چون : چنان كه قبلا هم گفتيم در بسيارى از جاها اين « چون » جملهء جواب ندارد و بيشتر براى تأكيد و به معنى چيزى شبيه : « بارى » ، « خلاصه » « در هر صورت » مىباشد . ( 4 ) - و مثل . . . مثل همنشين بد ، مثل آتشى است كه اگر حرارتش تو را زيان نرساند ، از آزار دودش در امان نيستى . ( 5 ) - چون : اين « چون » جملهء جواب ندارد . به توضيحات شمارهء 3 مراجعه نمائيد . ( 6 ) - نقاء : پاكيزگى . ( 7 ) - اقالت : فسخ كردن . ( 8 ) - عثرت : لغزش ، خطا . ( 9 ) - اذا ملكت فأسجح : هرگاه مالك شدى پس عفو كن . ( 10 ) - و ادّ . . . زكات مقام را ادا كن و بدانكه زكات مقام هم مانند زكات مال است كه به حد نصاب رسيده . ( 11 ) - هفوات : لغزش‌ها ، خطاها . جمع هفوه . ( 12 ) - و لا . . . كينه كهنه را برايشان حمل نمىكند و در دل نمىدارد و كسى كه كينه را در دل نگاه مىدارد ،