عطا ملك جوينى

674

تاريخ جهانگشاى جوينى ( فارسي )

شمردند . ايلچيان « 1 » چون از پيغام بپرداختند بر فور بازگشتند و با طعام نه ايستادند « 2 » . بورى و ييسو و طغاشى نيز روان گشتند . و ازين جماعت كه از حدود ايميل و قياليغ روان گشتند هركدام به لشكر برنكوتاى مىرسيد با امراى بزرگ‌تر بىسلاح روان مىكند « 3 » و بقاياى ايشان را برحسب مصلحت ديد كار ساخته مىكند و نيك پرداخته « 4 » . اوّل كه خواجه به حضرت رسيد او را با نزديك سيرامون و پسران ديگر [ فرستادند ] . و جماعت امرا كه با او بودند چون قوربقاى قورچى و پسر ايلچيكتاى ارغاسون و غير ايشان تمامت را يارغو داشتند ؛ هم بر آن راه كه امثال ايشان رفته بودند روان شدند . جينقاى نيز برسيد . مهمّ او به دست دانشمند حاجب ساخته شد در رمضان سنهء خمسين و ستّمائة « 5 » و شرح احوال او على حدة در ذكرى مثبت شده است « 6 » . و بعد ازيشان غايمش خاتون نيز برسيد . او را با مادر سيرامون قداقاج به هم به اردوى بيكى « 7 » فرستادند . و منكسار نوين آنجا رفت و به اعتراف پسران ايشان كه سر اين فتنه ازيشان بوده است بعد ما كه يارغوها داشتند و اقرار آوردند جزاى فعل خويش مشاهده كردند . و ييسو و خاتون او تقاشى خاتون و بورى نيز در رسيدند . و جمعى از امرا و بيتكچيان معتبر چون ميران بيتكچى و سومان قورچى و اباجى و غير ايشان از نوينان تومان در حضور خان بحث ايشان فرمودند . آنچ امرا بودند به تمامت رحلت كردند . و ييسو و بورى را به حضرت باتو فرستادند . و تقاشى خاتون را قراهولاكو يارغو كرد در حضور ييسو و فرمود تا به لگد اعضا و اجزاى او نرم كردند و كينهء قديم را كه در دل داشت تشفّى داد . و در بيش‌باليغ ايدى قوت كه سرور مشركان و بت‌پرستان بود در مخالفت با جماعتى

--> ( 1 ) - ايلچيان : چند سطر پيش گفت كه تركمان بيتكچى را پيش « ييسومنكو » و خاتون او فرستادند و اينجا ايلچيان را جمع به كار برده است . معلوم مىشود چند نفر ايلچى بوده‌اند كه ظاهرا تركمان بيتكچى رئيس آنها بوده است . ( مص ) ( 2 ) - با طعام نه ايستادند : براى غذا نماندند . چنين اصطلاحى كه غير معمول مىنمايد در گويش لرى ياسوج هنوز وجود دارد . ( 3 ) - فاعل « مىكند » برنكوتاى است . ( 4 ) - معنى جملات اخير : هريك از جماعت مخالفين از شاهزادگان و امراى بزرگ‌تر كه به لشكر برنكوتاى مىرسيدند ، وى اسلحهء ايشان را مىگرفت و خودشان را بىسلاح روانهء اردوى « منكو قاآن » مىنمود و بقيّه را برحسب تشخيص خود از قتل و حبس و تعذيب و غيره كارشان را مىساخت . ( مص ) ( 5 ) - سال 650 . ( 6 ) - گويا عطا ملك جوينى فراموش كرده به اين وعدهء خود وفا نمايد ؛ زيرا ذكر جينقاى در هيچ جا على حده ثبت نشده است . ( 7 ) - منظور سرقويتىبيكى است .