عطا ملك جوينى
890
تاريخ جهانگشاى جوينى ( فارسي )
الجوزى مذكور قطعا يا هيچ متولّد نشده بود يا اگر هم شده بود طفلى به غايت خردسال بوده و شايستگى درك صحبت شيخ مسنّ محترمى مانند ابن الجوزى نودساله را نداشته است مگر آنكه براى سعدى چنان كه در افواه مشهور است عمر خارج از عادت صد و بيست سالهاى قائل شويم كه فىالواقع هيچ دليلى كه ادنى اطمينانى بدان توان نمود بر آن قائم نيست ، در صورتى كه اين ابو الفرج بن الجوزى دوّم به كلّى معاصر با شيخ و تاريخ وفات او يا بعبارة اصحّ قتل او به دست مغول در همان سال تأليف گلستان يعنى در سنهء 656 بوده است . و بدون شك عنوان « محتسب » در اين بيت شيخ در اثناء همان حكايت آنجا كه گويد : « و چون نصيحت شيخم ياد آمدى گفتمى : قاضى ار با ما نشيند بر فشاند دست را * محتسب گر مى خورد معذور دارد مست را » اشاره به وظيفهء رسمى همين ابو الفرج بن الجوزى بوده كه چنان كه گفتيم شغل احتساب بغداد به عهدهء او مفوّض بوده است « 1 » . ( 86 - ) - ص 785 س 3 ، سوغونجاق نوين : براى ترجمهء حال اجمالى ازو رجوع شود به سابق ص 798 بهعنوان سقنجاق نوين . ( 87 - ) - ص 785 س 3 ، بايجو « 2 » نوين : از سرداران معروف مغول بود از قوم يسموت و اوكتاىقاآن او را با جرماغون نوين « 3 » كه وى نيز از سرداران مشهور آن قوم بود به ضبط بلاد ايران
--> ( 1 ) - دوست فاضل من آقاى ميرزا عبّاس خان اقبال آشتيانى مقالهء نفيسى راجع به همين موضوع يعنى هويّت اين ابو الفرج بن الجوزى مذكور در گلستان در جريدهء « ايران » در سنهء 1311 شمسى نشر كردهاند ولى بدبختانه تاريخ ماه و روز آن در نظرم نمانده است ، و گويا ايشان اوّلين كسى باشند كه ملتفت اين نكته شدهاند . ( 2 ) - كذا فى اغلب المآخذ بباء موحّده و الف و ياء مثنّاة تحتانيّه و جيم و واو ، و فى بعضها : « تايجو » بتاء مثنّاة فوقانيّه در اوّل . ( 3 ) - جرماغون نوين از امراء معتبر چنگيز خان و اوكتاىقاآن بود از قوم سونيت از اقوام مغول و اوكتاىقاآن ( 626 - 639 ) در اوايل جلوس خود او را با سى هزار لشكر به اقليم رابع ( يعنى ممالك ايران و روم ) و تعاقب سلطان جلال الدّين منكبرنى مأمور نمود . جرماغون امور خراسان و آذربايجان و روم را به طبق دلخواه در ضبط آورد و در سنهء 629 فوجى از لشكر او تا نواحى سيواس تاختن بردند . و ظاهرا چنان كه از سلجوقنامهء ابن بيبى ص 183 ، 243 واضح مىشود يورت او و لشكر او عمده در صحراى مغان بوده است . در اواخر عمر جرماغون به علّت فالج مبتلى گرديد لهذا بايجو نوين را بهجاى او به بلاد غربى فرستادند . تاريخ وفات جرماغون را در جائى به دست نياوردم ولى ظاهرا ما بين سنوات 641 - 644 وقوع يافته چه از طرفى از ابن بيبى ص 234 - 244 صريحا واضح مىشود كه وى تا محرّم 641 به نحو قدر متيقّن در حيات بوده است . و از طرف ديگر در كتب تواريخ از سلطنت كيوك خان به بعد ديگر اصلا و ابدا اسمى از او به ميان نمىآيد به وجه من الوجوه بلكه از موضعى از جهانگشا 1 : 302 در شرح جلوس كيوك خان كه گويد