عطا ملك جوينى
891
تاريخ جهانگشاى جوينى ( فارسي )
و روم مأمور نمود . بايجو در سنهء 640 به روم رسيد و در 6 محرّم سنهء 641 « 1 » با سلطان غياث الدّين كيخسرو ثانى ( 634 - 644 ) پسر علاء الدّين كيقباد اوّل از سلاجقهء روم در كوسه داغ از نواحى ارزنجان « 2 » جنگ نموده او را مغلوب و ممالك روم را در حيطهء تصرّف مغول درآورد « 3 » . در سنهء 650 كه هولاكو از جانب منكو قاآن به حركت به بلاد غربى مأمور گرديد فرمان شد تا بايجو و لشكرهايى كه پيش از آن با جرماغون به ايران زمين آمده بودند به جانب روم روند « 4 » . و چون هولاكو به ايران آمد بايجو نويان از آذربايجان برسيد . هولاكو ازو رنجيده بود بانگ بر وى زد كه تا جرماغون نويان رفته تو بهجاى او در ايران زمين چه كردهاى و كدام صف شكستهاى و كدام ياغى را به ايلى درآوردهاى جز آنك لشكر مغول را به حشمت و عظمت خليفه مىترسانى . او زانو زد و عرضه داشت كه تقصير نكردهام و آنچه مقدور بوده به تقديم رسانيدهام از در رىّ تا حدود روم و شام يك روى كردهام مگر كار بغداد كه از كثرت خلق و بسيارى سپاه و سلاح و اهبت آنجا و راههاى باريك دشوار كه در پيش است لشكر بدان حدود كشيدن متعذّر است باقى حكم پادشاه راست ؛ به هرآنچه فرمايد بنده و فرمان بردارم . بدان سخن نايرهء غضب او تسكين يافت و فرمود كه ترا مىبايد رفت كه آن ولايت را تا كنار درياى مغرب از دست فرزندان افرينس و لسكارى « 5 » مستخلص گردانى . بايجو نويان بر فور بازگشت و به ولايت روم لشكر كشيد و تمامت روم را بگرفت و قتل و غارت كرد . تاريخ اين لشكركشى بايجو به روم ( كه دومين تاختوتاز اوست بر آن ولايت ) به تصريح ابن بيبى در سلجوقنامه ص 287 در سنهء
--> كيوك خان « امير المؤمنين [ مستعصم ] را الوكههاى خشمآميز فرستاد سبب شكايتى كه سيرامون پسر جورماغون از ايشان گفت » تقريبا بالصّراحه معلوم مىشود كه جرماغون ديگر در سلطنت كوتاه كيوك خان ( 644 - 645 ) در حيات نبوده و پسرش سيرامون متصدّى كارهاى وى بوده است . پس به اقرب احتمالات چنان كه گفتيم وفات وى بايستى ما بين سنوات 641 - 644 روى داده باشد . براى مزيد اطّلاع از سوانح احوال جرماغون رجوع شود به مآخذ ذيل : جهانگشاى جوينى ج 1 و 2 ( رجوع به فهرست آن ) ، طبقات ناصرى 387 ، 388 ، 433 ، سلجوقنامهء ابن بيبى 182 ، 205 ، 234 - 244 ، شرح نهجالبلاغهء ابن ابى الحديد ج 2 ص 365 ، 366 ، 368 ، حوادث الجامعه 114 ، 127 ، جامع التّواريخ طبع برزين 1 : 56 ، و طبع بلوشه 8 ، 31 ، 37 - 39 ، 59 ، 78 . ( 1 ) - ابن بيبى ص 239 ، و جهانآرا ورق 95 . ( 2 ) - ابن العبرى ص 440 . ( 3 ) - رجوع شود به سلجوقنامهء ابن بيبى ص 234 - 245 . ( 4 ) - جهانگشا ج 3 ص 690 ، و جامع التّواريخ طبع كاترمر ص 136 . ( 5 ) - كذا فى جامع التّواريخ جلد هولاكو طبع ناتمام بلوشه ص 47 ، ولى در طبع كاترمر ص 224 : افرينس و اركنار ( ؟ ) .