عطا ملك جوينى

877

تاريخ جهانگشاى جوينى ( فارسي )

و سابق سرحدّ ما بين خاك گيلان و مازندران بوده است ، و به تصريح مكرّر سيّد ظهير الدّين هم در تاريخ مازندران و هم در تاريخ گيلان هوسم نام قديم رودسر حاليّه بوده و رودسر قصبه‌ايست معروف بر ساحل بحر خزر و جزو ناحيهء رانكوه حاليّه است از نواحى گيلان . و اينك بعضى عبارات او : « شهر هوسم كه اكنون به فرضهء رودسر اشتهار دارد » ( تاريخ مازندران از سيّد ظهير الدّين ص 19 ) . - « رودسر كه قبل ازين به شهر هوسم مشهور بود » ( ايضا ص 489 ) . - « فرضهء هوسم كه اكنون مشهور است به رودسر » ( تاريخ گيلان از همان مؤلّف ص 139 ) . - وانگهى غالب مؤلّفين هر دو شهر مذكور را يعنى هم كوتم را و هم هوسم را معا و در تلو يكديگر در جزو شهرهاى گيلان شمرده‌اند پس چگونه ممكن است آن دو باهم يكى باشند : از جمله ياقوت در معجم البلدان و خواجه نصير طوسى در زيج ايلخانى كه از شهرهاى گيلان اتفاقا فقط همين دو شهر كوتم و هوسم را نام برده است و طول كوتم را هشتاد و چهار درجه و چهل دقيقه و طول هوسم را هشتاد و پنج درجه و ده دقيقه ضبط كرده است « 1 » كه از اين نيز واضح مىشود كه هوسم درست نيم درجه ( يا قريب ده فرسخ ) در مشرق كوتم واقع بوده است . و در حقيقت نسبت رودسر حاليّه با كهدم حاليّه عينا همين نسبت است بىكم‌وزياد ، و از جمله عبد اللّه كاشانى سابق الذّكر در تاريخ اولجايتو كه صريحا واضحا هم هوسم را از جملهء بلاد گيلان شمرده و آن را حدّ شرقى آن ولايت دانسته و هم كوتم را ، و عين عبارت او را در خصوص اين نقطهء اخير سابق نقل كرديم . و امّا خشم به تصريح مقدّسى شهركى بوده در دو منزلى غربى سفيدرود و اقامتگاه امير آن ناحيه و معروف بوده به مدينة الدّاعى . و عين عبارت او ملفّقا از مواضع مختلفهء احسن التّقاسيم از قرار ذيل است : « فقصبة الدّيلم بروان و ممن مدنها و لامر ، شكيرز ، تارم ، خشم « 2 » هى مدينة الدّاعى لها سوق عامر و على طرف الأسواق جامع و النّهر منها على جانب عليه جسر هائل و ثمّ دار الأمير و هي صغيرة « 3 » ، و تأخذ من سالوس « 4 » الى اسبيدروذ مرحلة [ ظ : مرحلتين ] ثمّ الى قرية الرّصد [ ظ : الرّصد ، - الرّشد ، - الرّشت ] مرحلة ثمّ الى خشم مرحلة « 5 » » .

--> ( 1 ) - زيج ايلخابى نسخهء كتابخانهء ملّى پاريس به علامت Ancien fonds pers . 163 ورق b 60 . ( 2 ) - مقدّسى ص 355 . ( 3 ) - ايضا ص 360 . ( 4 ) - يعنى چالوس . ( 5 ) - مقدّسى ص 373 . - رابينو براى سند مدّعاى خود كه كوتم و خشم يكى است حواله به كتاب « اراضى خلافت اسلاميّهء » لسترنج داده است ص 174 ، و اين نيز سهو واضح است ، لسترنج هرگز چنين چيزى نگفته