عطا ملك جوينى

868

تاريخ جهانگشاى جوينى ( فارسي )

منكلى مملوك اتابك ازبك بن محمّد بن ايلدگز ( سنهء 608 - 611 يا 612 ) ، اغلمش « 1 » مملوك اتابك ابو بكر بن محمّد بن ايلدگز ولى از بستگان و بركشيدگان سلطان محمّد خوارزمشاه ( سنهء 611 يا 612 - 614 ) ، ( 71 - ) - ص 763 س 20 ، مظفّر الدّين وجه السّبع : مظفّر الدّين سنقر معروف به وجه السّبع از اكابر مماليك خليفه النّاصر لدين اللّه عبّاسى و از جانب خليفهء مزبور امير حاجّ بود . و چون وزير خليفه نصير الدّين بن مهدى علوى همواره با او عداوت مىورزيد در سنهء 603 مظفّر الدّين مذكور در عرض راه حج در موضعى موسوم به مرخوم حجّاج را همچنان به حال خود رها كرده از ترس وزير به شام فرار نمود و همواره در همان‌جا مىبود تا در سنهء 608 پس از عزل وزير به بغداد بازگشت و خليفه وى را اعزاز نموده كوفه را به اقطاع به وى ارزانى داشت « 2 » . و در سنهء 612 ( يعنى در همين مورد محلّ گفتگوى ما ) كه ملوك اطراف بر ضدّ ناصر الدّين منكلى صاحب عراق عجم چنان كه گذشت اتّحاد نموده بودند وى سردار لشكريان ناصر خليفه بود ، و در سنوات 619 و 622 وى به تصريح ابن الأثير و جوينى حاكم خوزستان بوده است « 3 » و معلوم نيست در چه تاريخى بدان وظيفه منتصب شده بوده . و در اين سنهء اخير هنگامى كه سلطان جلال الدّين منكبرنى پس از مراجعت از هندوستان به محاصرهء شوشتر پرداخت مظفر الدّين صاحب ترجمه در دفاع آن شهر آنچه لازمهء احتياط و مراقبت و مقاومت بود مرعى داشت و مردانه پاىفشارى نمود و نگذارد تا آن شهر به دست خوارزميان افتد تا عاقبة الامر سلطان جلال الدّين اضطرارا از سر محاصرهء برخاسته راه خود پيش گرفت « 4 » . ( 72 - ) - ص 763 س 21 ، مظفّر الدّين كوكبورى : يعنى ملك معظّم ابو سعيد مظفّر الدّين كوكبورى « 5 » بن زين الدّين على كوچك بن بكتكين بن محمّد از طوايف تركمان حاكم اربل و شهرزور و از سرداران مشهور صلاح الدّين ايّوبى . در اوايل جوانى از جانب اتابكان موصل از سلسلهء آقسنقرى حاكم حرّان از بلاد جزيره بود ، و در سنهء 578 به خدمت

--> ( 1 ) - رجوع شود به ص 870 . ( 2 ) - ابن الأثير در حوادث سنهء 603 ( 12 : 120 ) . ( 3 ) - ابن الأثير در حوادث سنهء 622 ( 12 : 195 ) ، و جهانگشا 2 : 524 . ( 4 ) - براى اطّلاع از تفصيل احوال مظفّر الدّين وجه السّبع رجوع شود به ابن الأثير در حوادث سنوات 603 ، 604 ، 612 ، 622 ( جلد 12 ص 120 ، 128 ، 141 ، 195 ) . ( 5 ) - كوكبورى از اعلام تركى است به معنى « گرگ كبود » ( « و هذا اسم تركىّ معناه بالعربيّة ذئب ازرق » - ابن خلّكان 2 : 9 ) ، از « كوك » به معنى كبود و « بورى » يا « برو » به معنى گرگ ( ترجمان عربى و تركى طبع هوتسما ص 11 و 31 از متن و 33 و 61 از ترجمه ) .