عطا ملك جوينى

859

تاريخ جهانگشاى جوينى ( فارسي )

و سابق ثابت كرديم كه فريم شهر عمدهء شهرياركوه بوده است . و امّا جبال شروين كه نام آن نيز در مقام صحبت از جبال طبرستان در كتب متقدّمين در تلو نام فريم و جبال قارن و جبل شهريار بسيار به ميان مىآيد تقريبا شكّى نيست كه عبارت بوده است از همين سوادكوه حاليّه و مرحوم اعتماد السلطنه در كتاب التّدوين فى احوال جبال شروين ص 42 - 43 با دلايل متقنه اين فقره را به حدّ وضوح به ثبوت رسانيده است و گويد هنوز يكى از گردنه‌هاى جبال سوادكوه نزد اهالى معروف به كوه شلفين مىباشد كه بدون شبهه تحريف همان شروين قدماست . ( 63 - ) - ص 737 س 9 ، اندجرود : در حواشى ذيل صفحات شرح مختصرى راجع به اندجرود كه به تقسيم حاليّه نام يكى از نواحى اربعهء الموت است ذكر كرديم ، و چون در ضمن سوق تاريخ اسماعيليّهء الموت در جهانگشا و جامع التّواريخ و مخصوصا در اين مأخذ اخير ذكر اسامى عدّهء كثيرى از قرى و قصبات و جبال و انهار نواحى الموت و رودبار و طالقان دائما به ميان مىآيد و چون بسيارى از اسامى مذكوره به عينها يا با اندك تغيير و تبديلى هنوز الى يومنا هذا باقى است لهذا راقم سطور مناسب چنان ديد كه ذيلا صورتى نسبة كامل از اسامى امروزى جميع قرى و قصبات و مراتع و مزارع و ييلاقات نواحى ثلاثهء مذكوره آنگونه كه در دفاتر وزارت ماليّهء دولت عليّهء ايران ثبت است به دست دهد به احتمال اينكه شايد براى تصحيح يا تعيين موقع پاره‌اى از اسامى نقاط مزبوره كه در كتب تواريخ و مخصوصا در جامع التّواريخ نام آن‌ها بسيار برده مىشود مفيد واقع گردد . - جداول ذيل را دو دوست دانشمند من آقاى حاجى ميرزا عبد الحسين خان شيبانى وحيد الملك و آقاى ميرزا عبّاس خان اقبال آشتيانى - دام افضالهما - مرحمت فرموده به خواهش اين ضعيف از روى دفاتر وزارت جليلهء ماليّه چنان كه در فوق ذكر شد استخراج نموده و سپس پاره‌اى تحقيقات و تصحيحات كه از بعضى مطّلعين اهالى خود محل از قبيل آقاى شيخ محمّد على الموتى وكيل سابق مجلس شورى و آقاى امير محترم رئيس بعضى ايلات مقيم حدود رودبار و الموت و آقاى ميرزا نصر اللّه خان رستگار طالقانى معاون شعبهء جمع ماليّهء طهران به دست آورده‌اند نيز بر آن افزوده و مجموع را چندى قبل براى محرّر اين اوراق فرستاده‌اند . و اينجا موقع را مغتنم دانسته از همگى آقايان سابق الذّكر از صميم قلب تشكّر مىنمايم « 1 » .

--> ( 1 ) - ما به جهت اطالهء اين قسمت كه در حذف آن ضررى نديديم از صفحه 387 الى 398 از متن اصلى را حروفچينى نكرديم ( شارح ) .