عطا ملك جوينى
860
تاريخ جهانگشاى جوينى ( فارسي )
( 64 - ) - ص 737 س 10 : طرز : در حواشى ذيل صفحات گفتيم كه در هيچيك از كتب مسالك و ممالك موضعى به اين نام و نشان كه مناسب با مقام ما نحن فيه نيز باشد يافت نشد فقط در تاريخ ابن الأثير در حوادث سنهء 520 نام قريهاى از قراى اسماعيليّه از اعمال بيهق ( سبزوار ) به همين املا مذكور است كه چون قريهء مزبوره به تصريح همان مؤلّف از قراى مخصوصهء اسماعيليّه بوده و اينجا نيز صحبت از مسافرتهاى حسن صبّاح و تنقّلات اوست . محتمل است كه مراد از هر دو طرز يكى باشد ، و عين عبارت مورّخ مذكور از قرار ذيل است : « و فى هذه السّنة [ 520 ] امر الوزير المختصّ ابو نصر احمد بن الفضل وزير السّلطان سنجر بغزو الباطنيّة و قتلهم اين كانوا و حيثما ظفر بهم و نهب اموالهم و سبى حريمهم و جهّز جيشا الى بيهق من اعمال نيسابور و كان فى هذه الأعمال قرية مخصوصة بهم اسمها طرز فقصدها العسكر فقتلوا كلّ من بها و هرب مقدّمهم و صعد منارة المسجد و القى نفسه منها فهلك ، انتهى باختصار . ولى از طرف ديگر چون از سياق عبارت متن از زبان حسن صبّاح : « و در دامغان سه سال مقام ساختم و تا جرجان و طرز و سرحد و چناشك رفتم » ظاهرا چنان مستفاد مىشود كه مواضع مذكوره يعنى طرز و سرحد و چناشك همه از حدود جرجان بوده است ( چناشك كه قطعى است ، رجوع شود به حاشيهء بعد ) و چون مسافت بين بيهق و جرجان زياده از آنست كه بتوان قرى و توابع يكى از آن دو را جزو قرى و توابع ديگرى شمرد ( ما بين خود دو شهر سبزوار و استرآباد قريب پنجاه فرسخ مسافت است ) لهذا فىالواقع نمىتوان اطمينان نمود كه مراد از طرز ما نحن فيه همان طرز مذكور در ابن الأثير باشد . ( 65 - ) - ص 737 س 10 ، چناشك : چناشك كه اكنون نيز به همين اسم باقى است فعلا عبارت است از ناحيهء كوچكى از نواحى « 1 » اربعهء بلوك كوهسار از توابع استرآباد و واقع است تقريبا در انتهاء شرقى ايالت استراباد قريب بيست فرسخ در مشرق شهر استراباد و ده فرسخ در مغرب جاجرم در محلّ تقاطع دوراهى كه يكى از استراباد به بجنورد مىرود و ديگرى از بسطام به بجنورد . ناحيهء چناشك داراى ده دوازده پارچه دهات است به تفصيل ذيل : ايترجلو ، چلين ، قريهء چناشك ، درهء قدمگاه ، دوروك ، گرفنگ ، حسينآباد ، كاشىدار ، نراب ، قشلاق ، رودبار ، سيب چال ، وامنان « 2 » ، و قلعهء چناشك كه سابقا از قلاع
--> ( 1 ) - به اصطلاح خود اهالى از « محلّات » . ( 2 ) - رجوع شود به كتاب « سواحل جنوبى بحر خزر » از ملگونوف روسى ، ص 102 ، 114 ، و به كتاب « مازندران و استراباد » از رابينو طبع اوقاف گيب ص 79 ، 83 - 84 ، 129 ، و به عموم نقشههاى مبسوط ايران .