عطا ملك جوينى

824

تاريخ جهانگشاى جوينى ( فارسي )

مأخذ ديگرى غير كتاب مزبور مطلقا و اصلا چنين امر غريبى به نظر نرسيد . در خاتمهء اين مقاله بىمناسبت نمىدانيم كه اشاره به قولى عجيب در خصوص عبد اللّه بن ميمون قدّاح كه ابو العلاء معرّى در رسالة الغفران خود استطرادا تعريضى به ذكر آن كرده بنمائيم . به مقتضاى اين قول عبد اللّه ابن ميمون قدّاح در ابتداى امر شيعه و از اجلّهء اصحاب امام جعفر صادق عليه السّلام بوده ولى بعدها مرتدّ گشته و اشعارى در حسب حال خود سروده كه ذيلا مذكور خواهد شد . و حاجت نيست علاوه شود كه اين حكايت و اين اشعار مانند غالب حكايات و روايات آن كتاب كه موضوع آن سير ابو العلاست در عالم رؤيا در بهشت و دوزخ و صحراى محشر به كلّى مصنوعى و خيالى و قصّه‌سرائى است نه قضاياى واقعى تاريخى « 1 » . مقصود اينست كه نبايد به مندرجات رسالة الغفران ابو العلا از لحاظ صدق و كذب مطالب اهميّتى داد و در آن كتاب به نظر جدّى تاريخى نگريست بل فقط از نقطهء نظر فكاهت و تفريح ادبى مضامين آن كتاب را بايد تلقّى نمود و ما نيز فقط به همين ملاحظه است كه اين فقره را از آن رساله نقل مىكنيم . بارى عادت ابو العلا در آن كتاب بر اينست كه هركجا او را كمترين بهانه‌اى دست دهد حكاياتى و اشعارى در طنز و سخريّه نسبت به اسلام و اصول عقايد اسلامى از خود ساخته به دهان يكى از رجال تاريخى حقيقى يا موهومى مىگذارد . و عين عبارت او در مورد ما نحن فيه از قرار ذيل است ( نقل از رسالة الغفران ابو العلاء معرّى طبع مصر سنهء 1321 - 1325 ص 156 - 157 ) : « و الشّيعة يزعمون انّ عبد اللّه بن ميمون القدّاح و هو من باهلة « 2 » كان من علّيّة اصحاب جعفر بن محمّد عليه السّلام و روى عنه شيئا كثيرا ثمّ ارتدّ بعد ذلك فحدّثنى بعض شيوخهم انّهم يروون عنه و يقولون حدّثنا عبد اللّه بن ميمون القدّاح كأحسن ما كان « 3 » اى قبل يرتدّ و يروون له :

--> ( 1 ) - رسالة الغفران ابو العلاء بعينه از جنس « كومدى الهى » دانت ايتاليائى است و اصلا به قول بعضى از مستشرقين دانت در تأليف « كومدى الهى » نظر به رسالة الغفران ابو العلا داشته و وجهة العين او در تأليف كتاب مشهور خود آن رساله بوده است . ( 2 ) - تا آنجا كه راقم سطور اطّلاع دارد مطلقا و اصلا هيچ‌كس تاكنون چنين چيزى نگفته كه عبد اللّه بن ميمون قدّاح از قبيلهء باهله بوده . علماء رجال شيعه متّفق‌اند كه وى از موالى بنى مخزوم بوده و مورّخين اهل سنّت و جماعت عموما گفته‌اند كه وى ايرانى و مجوسىّ الأصل بوده از سبى اهواز . ( 3 ) - تا آنجا كه محرّر اين اوراق تتّبع نموده مطلقا و اصلا در هيچ‌يك از كتب رجال يا احاديث شيعه چنين مطلبى و چنين تعبيرى يا چيزى كه شبيه بدان باشد نيافتم و ظنّ قريب به علم دارم كه اين روايت از شيوخ شيعه صاف و ساده اختراع خود ابو العلاست كه مانند سلف خود ابو حيّان توحيدى از جعل اخبار و اسناد آن‌ها به رجال معروف يا موهوم هيچ‌كدام مضايقه نداشته‌اند .