عطا ملك جوينى

814

تاريخ جهانگشاى جوينى ( فارسي )

الإسلاميّين و مسعودى صاحب مروج الذّهب « 1 » و التّنبيه و الأشراف « 2 » به كلّى و مطلقا از ذكر اسم عبد اللّه بن ميمون قدّاح ساكت‌اند و اصلا و ابدا و به هيچ اسمى و در تحت هيچ عنوانى نامى ازو در كتب خود نبرده‌اند « 3 » ، و اگر فىالواقع عبد اللّه بن ميمون قدّاح نامى در امر تأسيس دعوت اسماعيليّه دخالتى داشته و به طريق اولى اگر از مؤسّسين عمده و از دعاة بزرگ آن طايفه بوده و آن همه كارهاى عجيب كه در راه تنظيم دعوت به دو نسبت مىدهند حقيقت‌مّائى داشته سكوت جميع اين مؤلّفين محقّق كنجكاو از ادنى اشاره‌اى بدين فقرات و حتّى از مجرّد ذكر نام او هيچ وجهى و محملى نخواهد داشت ؛ و مخصوصا سكوت فرق‌الشّيعهء نوبختى كه خود اصل موضوع آن كتاب مقصور بر ذكر تفاصيل فرق مختلفهء شيعه است و فصل نسبة مطوّلى از آن ( قريب هفت صفحهء تمام : ص 57 - 64 ) منحصرا راجع به وصف شعب مختلفهء اسماعيليّه و شرح جزئيّات و خصوصيّات هر يكى از آن شعب است . و مؤلّف مذكور نيز چنان كه معلوم است متخصّص در معرفت آراء و ديانات و تبحّر و سعهء اطّلاعات او در اين موضوع به غايت معروف است . خلاصهء كلام آنكه تقريبا به طور قطع و يقين مىتوان گفت كه سكوت مؤلّفين مزبور از اشاره بدين تفصيلات و حتّى از بردن مجرّد نام عبد اللّه بن ميمون قدّاح كاشف از اينست كه تا اواخر قرن سوّم هجرى كه زمان تأليف كتب مذكور در فوق است كسى با اين نام و نشان در دوائر اسماعيليّه مشهور نبوده و بعبارة اخرى افسانهء عبد اللّه بن ميمون قدّاح هنوز تا آن وقت اختراع نشده بوده يا اگر هم شده بوده هنوز انتشار كاملى نيافته بوده است . و امّا آنچه محشّى مذكور در صدر اين مقاله ( ص 313 ) يعنى عبد النّبى قزوينى در حاشيهء خود بر جهانگشا احتمال داده كه شايد اين عبد اللّه بن ميمون قدّاح كه اسماعيليّه او را از دعاة خود مىدانند غير عبد اللّه بن ميمون قدّاحى باشد كه در كتب رجال اماميّه و اسانيد احاديث ايشان مذكور است احتمال فوق‌العاده بعيدى است زيرا بنابراين بايد فرض نمود كه در آن واحد ما بين اصحاب امام جعفر صادق عليه السّلام دو نفر بوده‌اند هر دو موسوم به عبد اللّه بن ميمون قدّاح يكى از آن‌ها شيعى امامى و ديگرى از دعاة اسماعيليّه . و ضعف اين احتمال و غرابت آن بر احدى پوشيده نيست و ما ثانيا در اين موضوع بحث

--> ( 1 ) - تاريخ تأليف مروج الذّهب به تصريح خود مؤلّف در آخر كتاب در سنهء سيصد و سى و شش است . ( 2 ) - تاريخ تأليف كتاب التّنبيه و الأشراف به تصريح مؤلّف در ص 397 و 401 در سنهء سيصد و چهل و پنج بوده است . ( 3 ) - رجوع شود به فهرست اسماء الرّجال هر چهار كتاب مذكور .