عطا ملك جوينى

815

تاريخ جهانگشاى جوينى ( فارسي )

خواهيم نمود ان شاء اللّه تعالى . عقيدهء مورّخين اهل سنّت و جماعت در باب عبد اللّه بن ميمون قدّاح مخفى نماناد كه بعضى از مورّخين اهل سنّت و جماعت مانند ابو عبد اللّه بن رزام الطّائى الكوفى و ابو الحسين محمّد بن علىّ بن الحسين العلوىّ الدّمشقى معروف به شريف اخو محسّن و جمعى ديگر كه اسامى ايشان بعد ازين مذكور خواهد شد ( ولى مأخذ عمدهء همهء ايشان گويا همين دو نفر مذكوراند ) امورى بس عجيب دربارهء عبد اللّه بن ميمون قدّاح حكايت كرده‌اند از قبيل آنكه وى و پدرش ميمون القدّاح هر دو ايرانى و مجوسىّ الأصل بوده‌اند از سبى اهواز از فرقهء ثنويّهء ديصانيّه « 1 » و وى خود مردى بس داهى و مشعبد و نيرنگ‌باز و مدبّر بوده و مدّت‌ها دعوى پيغمبرى كرده و در ظاهر دعوى تشيّع و دعوت به طريقهء اسماعيليّه مىنموده « 2 » ولى اين را پردهء كار خود ساخته بوده و در باطن كافر و زنديق و از اهل تعطيل و اباحه بوده و غرض او از تأسيس دعوت در حقيقت بر انداختن ملّت اسلام و اعادهء دولت مجوس بوده و در همه جا جاسوسان و كبوتران نامه برداشته كه او را از كارهاى مردم و حوادث بلاد بعيده آگاهى مىداده‌اند و او مردم را بدان امور خبر مىداده و ايشان را مىفريفته و چنين وامىنموده كه وى عالم به مغيبات است الى آخر ما ذكروه من امثال هذه الأمور الغريبة « 3 » . و بر شخص منصف بىغرض كه تا اندازه‌اى به تواريخ آن عهد انسى داشته باشد جنبهء مغرضانهء اين حكايات به هيچ وجه پوشيده نيست و اغلب آن‌ها به نظر به كلّى ساختگى و افترا و تهمت صرف مىآيد و منشا آن افترا و تهمت لابد يكى بغض ذاتى متعصّبين اهل سنّت با شيعه بوده و ديگرى تحريك و تحريض خلفاء بنى عبّاس زيرا كه خلفاء مزبور در مقابل قدرت روزافزون رقباء مقتدر خود يعنى خلفاء فاطميّين كه نيمهء

--> ( 1 ) - ديصانيّه فرقه‌اى بوده‌اند از فرق نصاراى ثنويّه اتباع مردى معروف به ابن ديصان كه در قرن دوّم مسيحى در شام ظهور نمود . رجوع شود به كتاب التّنبيه و الأشراف مسعودى ص 130 ، 135 ، و كتاب الفهرست ابن النّديم ص 328 ، 338 - 339 ، و ملل و نحل شهرستانى ص 194 ، و به عموم قواميس اروپائى در تحت عنوان Bardesane يعنى ابن ديصان ، « بر » به سريانى به معنى « ابن » است يعنى پسر . ( 2 ) - اين فقره را يعنى اينكه عبد اللّه بن ميمون قدّاح از دعاة اسماعيليّه بوده مورّخين مزبور بدون شك از خود اسماعيليان اخذ كرده بوده‌اند و گفتيم كه اين مسئله ظاهرا به كلّى افسانه است . ( 3 ) - براى اطّلاع از تفاصيل و جزئيّات اين امور رجوع شود به كتبى كه اسامى آن‌ها بلافاصله بعد در متن مذكور خواهد شد .