عطا ملك جوينى

787

تاريخ جهانگشاى جوينى ( فارسي )

خود برسد و ايشان را نطلبد . پادشاه فرمود كه : « من به همدان گفتم ؛ اكنون بر در بغدادم و اين همه برفته است . چگونه بر يكى قناعت كنم ؟ هر سه را ببايد فرستاد . » فىالجمله چون جنگ در پيوستند . پادشاه به نفس خود بر جانب شرقى شهر بود مقابل برج عجم 90 - « 1 » و لشكر كيت بوقا آنجا به قوس جنگ مىكردند . و بلغاى « 2 » و سبتاى بر جانب راست شهر بودند ؛ و بوقا تيمور از جانب غربى آنجا كه باغ بقل است ؛ و سوغونجاق و بايجو نوين از آن طرف كه بيمارستان عضدى 91 - « 3 » است آغاز جنگ كردند بيست و دوّم محرم سنهء ستّ و خمسين و ستّمائة « 4 » . شش شبانه روز حرب كردند سخت . و پادشاه فرمود كه اين مثال نوشتند كه : « جماعت سادات و دانشمندان و اركؤن « 5 » و مشايخ و كسانى كه با ما جنگ نكنند ايشان را از ما امانست . » و مثال بر تير بسته به شهر انداختند از شش طرف . فىالجمله حرب سخت كردند به روز و به شب تا روز بيست و هشتم محرّم وقت طلوع آفتاب لشكر بر ديوار رفت . اوّل بر برج عجم شدند و از دو جانب بارو مىرفتند و مردم را مىراندند . تا نماز پيشين « 6 » همه سر ديوار مغول از بغداديان بستده بودند . و به وقت ديوار كردن پادشاه فرموده بود تا بالا و شيب بغداد كشتىها گرفته بودند و جسر « 7 » بسته و نگاهبانان برنشانده و منجنيق نهاده و آلات نفط ساخته . و چون حرب سخت شده بود دوات‌دار خواسته بود كه در كشتى به جانب شيب « 8 » گريزد . اين سخن به مغولان رسيده بود . منجنيق و تير روان كرده بودند او بازپس گريخته بود . سه كشتى از آن او بستدند و مردم را بكشتند و اسلحهء ايشان بياوردند . و نقيب علويان در كشتى هلاك شده بود . چون ديوار بگرفتند پادشاه فرمود كه هم اهل شهر ديوار خراب كنند . رسولان آمد

--> يا از فرط ولع ، خواجه نصير به ايجاز اين فقره را در سابق مسكوت عنه گذارده و توجّه به اين نكته نكرده كه كلام لا حق او بنابراين با كلام سابق به كلّى بىربط خواهد ماند . در حقيقت چنان كه صريح جك و حث است وزير از همان اوايل محاصرهء بغداد در اواسط محرّم از شهر بيرون آمده و به حضور هولاكو رسيده بوده است و بعد از آن نيز مكرّر به شهر رفت و آمد مىكرده و واسطهء ابلاغ مذاكرات طرفين بوده است . ( مص ) ( 1 ) - رجوع به حواشى آخر كتاب . ( 2 ) - مقصود بلغاى بن شيبان بن توشى بن چنگيز خان است . ( 3 ) - رجوع به حواشى آخر كتاب . ( 4 ) - سال 656 . ( 5 ) - اركؤن : يا « اركون » به اصطلاح مورّخين عهد مغول به معنى نصارى يا علما و كشيشان نصارى بوده است و گويا اصل اين كلمه يونانى است . ( 6 ) - نماز پيشين : نماز ظهر . ( 7 ) - جسر : پل . ( 8 ) - به شيب درآمدن : چنان كه بارها ذكر نموديم در اين تاريخ به معنى بيرون آمدن از قلعه استعمال شده و نه به معنى سرازير شدن چنان كه موهوم است . در اينجا به مناسبت مقام به‌جاى « بيرون آمدن از قلعه » بيرون آمدن از كشتى ملحوظ نظر است . سياق عبارت نيز چنين مىرساند .