عطا ملك جوينى
786
تاريخ جهانگشاى جوينى ( فارسي )
بگذشتند بغداديان حسّ ايشان بيافتند . پنداشتند پادشاه هلاكوست كه با آن طرف گرديد . دواتدار و لشكر باز بعقوبه گرديدند « 1 » و در بغداد از دجله بگذشتند و در حدود انبار « 2 » با سوغونجاق نوين كه در مقدّمه مىرفت مصاف دادند و لشكر او را بشكستند و هزيمت كردند . و چون به بايجو نوين رسيدند او لشكر را بازگردانيد و بر دواتدار زد و او را بشكست و بسيار خلق را بكشتند و ايشان به هزيمت با بغداد آمدند . پادشاه بر يالى « 3 » [ ظ : ديالى ] بگذشت . آنجا كشتى نگذاشته بودند . بر آب زد و بيامد تا در بغداد . « بوقا تيمور » را هم به جانب غربى فرستاد . و پادشاه در منتصف محرّم سنهء ستّ و خمسين و ستّمائة « 4 » به در بغداد نزول كرد و فرمود تا گرد بغداد ديوار كردند كه مغول آن را چپر « 5 » مىگويند . به يك شبانه روز لشكر پادشاه ازين جانب و « بوقا تيمور » و « سوغونجاق » و « بايجو نوين » از جانب غربى ديوارى بلند برآوردند و در داخل ديوار از جانب شهر خندقى بزرگ فروبردند و مجانيق بنهادند و كار جنگ ساخته كردند . خليفه صاحب ديوان 89 - « 6 » و ابن دربوس را بفرستاد [ با تحفهاى اندك ] گفته بودند اگر تحفهء بسيار بفرستيم گويند سخت ترسيدند ؛ به اندك اقتصار بايد كرد . پادشاه فرمود كه چرا دواتدار و سليمان شاه نيامدند ؟ به جواب فرستاد كه : « پادشاه فرمود كه وزير يا دواتدار يا سليمان شاه از هر سه يكى بيرون آيند . اكنون من به قول خود برسيدم ؛ وزير را كه بزرگتر بود فرستادم « 7 » . پادشاه هم به سخن
--> ( 1 ) - به احتمال بسيار قوى اصل عبارت چنين بوده است : « و لشكر از بعقوبه بازگرديدند . » يعنى لشكر دواتدار كه ما بين بعقوبه و باجسرا بر كنار نهر ديالى چنان كه گذشت لشكرگاه ساخته بودند ؛ چون شنيدند كه لشكر مغول به جانب غربى بغداد آمدهاند لشكرگاه خود را رها كرده از بعقوبه به بغداد آمدند و آنجا از دجله به جانب غربى گذشته در حدود شهر انبار با لشكر مغول مصاف دادند . ( مص ) ( 2 ) - انبار : شهر معتبرى بوده است بر لب فرات بر ساحل شرقى آن قريب دوازده فرسخ در غربى بغداد و اكنون به كلّى خراب و مفقودالاثر است . ( 3 ) - يالى : تقريبا جاى شكّ نيست كه اين كلمه محرّف « ديالى » يعنى نهر ديالى سابقالذّكر است . « ديالى » كه اكنون « دياله » گويند نهر مشهورى است از فروع شرقى دجله كه از جبال كردستان آمده از نزديك خانقين مىگذرد و تمام نواحى شرقى بغداد را مشروب ساخته سپس قريب يك فرسخ در جنوب بغداد به دجله مىريزد . با نامهاى « نهر تامرّا » ، « نهر بعقوبا » و « آب نهروان » نيز ناميده شده است . ( مص ) ( 4 ) - سال 656 . ( 5 ) - چپر : در فارسى به معنى مطلق ديوار است يا ديوارى كه از چوب و علف مىسازند . ( برهان قاطع ) ( 6 ) - صاحب ديوان : مراد فخر الدّين ابو طالب احمد بن الدّامغانى صاحب ديوان خليفهء مستعصم باللّه است . رجوع به حواشى آخر كتاب . ( 7 ) - چنان كه ملاحظه مىشود مقتضاى اين عبارت صريحا اين است كه وزير را خليفه قبل از اين بيرون فرستاده بوده است و حال آنكه در سابق ابدا از اين مقوله چيزى نگفته . پس يا در نسخ حاضر ، سقطى است