عطا ملك جوينى
731
تاريخ جهانگشاى جوينى ( فارسي )
مستنصر ديوانه مشهور شد . و نوادر حكايات دور از رسوم [ و ] آيين خلفا و سلاطين « 1 » در كتب مسطورست و در تواريخ مذكور . اينجا يكدو نكته كه به كنه امثال و نظاير افعال او توان رسيد ايراد مىشود : يكى از اسراف او آنست كه عيون « 2 » جواهر آبدار از خزانه بخواستى و آن را چون سرمه سوده كردى و در جوى آب ريختى . و منع او به غايتى بود كه لشكرها را از امساك معهود ارزاق و منع مرسوم اطلاق مضطرّ گردانيدى چنانك غلبه و شغب « 3 » برآوردندى . روزى او را در قصر محصور كردند و مواجب خويش طلب داشتند . به خطّ خويش در عذر تقدير و امساك رقعهاى نوشت و به لشكر فرستاد : اصبحت لا ارجو و لا اتّقى * غير الهى و له الفضل جدّى نبيّى و امامى ابى * و قولى التّوحيد و العدل « 4 » المال مال اللّه و العبيد عبيد اللّه و العطاء خير من المنع وَ سَيَعْلَمُ الَّذِينَ ظَلَمُوا أَيَّ مُنْقَلَبٍ يَنْقَلِبُونَ « 5 » . باقى حركات او مناسب اين حكايات است و ازين قياس توان كرد : فانّها خطرات من وساوسه * يعطى و يمنع لا بخلا و لا كرما « 6 » 49 - و مستنصر برين جمله روزگار مىگذرانيد و مدّت شست سال در خلافت « 7 » بماند قال اللّه تعالى إِنَّما نُمْلِي لَهُمْ لِيَزْدادُوا إِثْماً « 8 » . و او را دو پسر بود يكى را نام ابو منصور نزار . اوّل او را وليعهد كرد و لقب او المصطفى لدين اللّه داد . بعد از آن پشيمان شد و او را خلع كرد و پسر ديگر ابو القاسم احمد را وليعهد كرد و لقب او را المستعلى باللّه داد 50 - . و بعد از مستنصر ائمّه و اعيان
--> ( 1 ) - در اينجا كلمهاى مانند « او » يا جملهاى مانند « كه به دو منسوب است » يا « كه از وى منقول است » بايد افتاده باشد . ( مص ) ( 2 ) - عيون : نوعى مرواريد است كه شاهوار مىگويند ( جواهرنامه ) . ( 3 ) - شغب : غوغا و شورش . ( 4 ) - اصبحت . . . چنان شدهام كه بيم و اميدى از كسى ندارم جز خداى خود كه فضل و برترى از آن اوست . / جدّم پيامبر من و پدرم امام من است و گفتارم توحيد و عدل است . ( 5 ) - مال ، مال خدا و بنده ، بنده خداست و بخشش بهتر است از منع و « به زودى آنان كه ظلم كردند مىدانند كه كجا بازمىگردند » . ( قسمت اخير آيهء قرآن است : سورهء شعراء 26 / 227 ) . ( 6 ) - فانّها . . . همانا از وسوسههاى او انديشههايى به بار مىآيد ، مىبخشد و امساك مىكند ؛ نه از روى بخل و نه از روى كرم . ( ظاهرا بيت از معاوية بن سفيان مشهور به ابو القاسم اعمى از شعراى بغداد است ) . ( 7 ) - وفات مستنصر در 18 ذىالحجهء سال چهارصد و هشتاد و هفت بود . ( 8 ) - انّما . . . به آنها مهلت مىدهيم تا بيشتر به گناهانشان بيفزايند . ( آل عمران 3 / 178 ) .