عطا ملك جوينى
732
تاريخ جهانگشاى جوينى ( فارسي )
بدعت دو گروه گشتند . قومى به امامت نزار گفتند « 1 » كه اعتبار نصّ اوّل راست . و اسماعيليان يعنى ملاحدهء عراق و شام و قومش و خراسان ازيشان بودند و ايشان را نزاريّه گويند . و جماعت ديگر امامت مستعلى اثبات كردند ؛ ايشان اسماعيليان مصر و آن دياراند ؛ آن جماعت را مستعلويان خوانند . و حسن صبّاح در ايّام مستنصر دعوت ظاهر كرد در ولايات ديلم چنانك بعد ازين ذكر آن خواهد آمد . و طايفهء نزار [ يّه ] را بدان سبب اسم الحاد بريشان اطلاق افتاد كه ايشان در دعوت حسن صبّاح رفع شرايع محمّدى عليه السّلام كردند و محرّمات را مباح داشتند قال اللّه تعالى وَ مَنْ لَمْ يَحْكُمْ بِما أَنْزَلَ اللَّهُ فَأُولئِكَ هُمُ الْفاسِقُونَ « 2 » . امّا طايفهء مستعلويان از ظاهر شرع تمرّد نكردند و تتبّع سنن آبا و اجداد نمودند . اجناد و اهالى مصر متابعت مستعلى كردند و او را در مسند خلافت بنشاندند . و نزار با دو پسر خويش از مستعلى بگريخت 51 - و به اسكندريّه رفت . اهالى آن بيعت او قبول كردند . مستعلى لشكرها فرستاد تا او را مدّتى در اسكندريّه حصار دادند و عاقبت اسكندريّه مسلّم كردند و او را با هر دو پسر به مصر بردند . تا به وقتى كه هر سه وفات يافتند در قاهره محبوس بودند . و طايفهء نزاريّه چنان دعوى كنند كه از يك پسر نزار كه اسم امامت داشت برحسب مذهب باطل ايشان پسرى ماند در اسكندريّه كه كسى برو دست نيافت و او را نشناخت و اكنون « 3 » انتما « 4 » و انتساب سرور ملاحدهء الموتى بدوست و در دعوت ملاحدهء جديده ذكر آن خواهد آمد . مستعلى در خلافت بود تا وقتى كه وفات يافت « 5 » . ابو علىّ منصور « 6 » كه پسرش بود بهجاى او بنشست . در رابع ذوالقعده سنهء اربع و عشرين و خمسمائة « 7 » جمعى از غلاة « 8 » مذهب نزارى او را مغافصة هلاك كردند . چون او را پسرى نبود ابن عمّ او ابو الميمون عبد المجيد بن محمّد را وليعهد كرده بود 52 - . قايممقام او خليفه شد و او را الحافظ لدين اللّه لقب دادند . مدّت بيست سال در خلافت بماند « 9 » .
--> ( 1 ) - گفتند : يعنى قائل شدند و « كه » ظاهرا تعليليّه است يعنى « به علّت اينكه » ، نه تفسيريّه به معنى « يعنى » و نه حرف ربط است . ( 2 ) - و من . . . و هركس به آنچه خدا نازل كرده است داورى نكند از فاسقان است . ( سورهء مائده 5 / 47 ) . ( 3 ) - از اينجا معلوم مىشود كه تأليف اين موضع از كتاب قبل از فتح قلاع الموت به دست هولاكو بوده است . ( مص ) ( 4 ) - انتماء : نسبت يافتن به كسى ، انتساب . ( 5 ) - در 17 صفر سال 495 . ( 6 ) - ملقّب به « الآمر به احكام اللّه » . ( 7 ) - سال 524 . ( 8 ) - غلاة : افراطكنندگان ، جمع غالى . ( 9 ) - و در پنجم جمادى الآخر ، سال 544 وفات يافت .