عطا ملك جوينى
720
تاريخ جهانگشاى جوينى ( فارسي )
22 - صلب او جدا شده . و گويند معنى آيت ذُرِّيَّةً بَعْضُها مِنْ بَعْضٍ « 1 » و معنى آيت وَ جَعَلَها كَلِمَةً باقِيَةً فِي عَقِبِهِ « 2 » اينست . و شيعه چون بريشان حجّت آوردند به حسن علىّ كه امام بود به اتّفاق همهء شيعه و فرزند او امام نبود . گفتند امامت او مستودع « 3 » بود يعنى ثابت نبود و امامت عاريت داشت و امامت حسين مستقرّ بود و آيت فَمُسْتَقَرٌّ وَ مُسْتَوْدَعٌ « 4 » اشارت به اينست . و گويند امام هميشه ظاهر نباشد ؛ يكچندى ظاهر باشد و يكچندى مستور ؛ مانندهء روز و شب كه متعاقباند ؛ در دورى كه امام ظاهر باشد شايد « 5 » كه دعوت او پوشيده باشد امّا در دورى كه امام پوشيده باشد البتّه دعوت او ظاهر باشد و داعيان او در ميان مردم معيّن باشند تا خلق را بر خداى حجّت نباشد . و پيغامبران اصحاب تنزيل باشند و امامان اصحاب تأويل . و هيچ عهد و عهد هيچ پيغامبر از امامى خالى نبود . بعد از ابراهيم شخصى بود كه در تورية ذكر او بيامده است و گفته « 6 » كه در آن وقت پادشاهى بود كه او را در تورية به لغت سريانى و عبرى « ملخيزداق ملخ شوليم » گفته است . معنى اين به لغت عربى ملك الصّدق و ملك السّلام باشد و گفته « 7 » كه چون ابراهيم - صلوات اللّه عليه - به او رسيد عشر چهارپايان خود به او داد . و خضر كه موسى را علم لدنّى خواست آموخت امام بود نامزد « 8 » امام . و پيش از ملّت اسلام دور ستر بود ؛ امامان پوشيده بودند و به روزگار علىّ - رضى اللّه عنه - كه امام او بود ظاهر شد و از عهد او تا اسماعيل و محمّد بن اسماعيل كه هفتم بود ظاهر بودند . و ابتداى ستر به اسماعيل بود . و محمّد كه آخر دور ظهور بود به تمامت مستور شد . و بعد ازو امامان مستور باشند تا وقتى كه ظاهر شوند . و گفتند موسى بن جعفر فادى النّفس « 9 » بود از اسماعيل و علىّ بن موسى الرّضا فادى النّفس بود از محمّد بن اسماعيل « 10 » و قصّهء ابراهيم و ذبح وَ فَدَيْناهُ بِذِبْحٍ عَظِيمٍ « 11 » اشارتى بود به مثل اين صورت و بر جمله خرافات بسيار تقرير دادند . و در ميان ايشان داعيان خاستند كه يكى ازيشان ميمون قدّاح بود و پسر او عبد اللّه بن ميمون 23 - « 12 » كه او را از علماى
--> ( 1 ) - ذرّيّة . . . فرزندانى بودند بعضى از نسل برخى ديگر به وجود آمده . ( آل عمران 3 / 34 ) ( 2 ) - و جعلها . . . و اين سخن را در فرزندان خود سخنى پاينده كرد . ( سورهء زخرف 43 / 28 ) ( 3 ) - مستودع : امانتى . ( 4 ) - فمستقرّ . . . پس [ شما را ] قرارگاهى و امانتگاهى است . ( 5 ) - شايد : شايسته است . ( 6 ) - يعنى تورات گفته . ( 7 ) - يعنى تورات گفته . ( 8 ) - تصحيح اين كلمه در متن مرحوم قزوينى به همين صورت است . احتمال دارد كه اصل متن « يا نامزد امام » بوده است . ( مص ) ( 9 ) - فادى النّفس : پيش مرگ . ( 10 ) - رجوع كنيد به حواشى آخر كتاب . ( 11 ) - و فديناه . . . [ بهجاى اسماعيل ] فديهاى بزرگ به او [ ابراهيم ] داديم . ( سوره صافات 37 / 107 ) ( 12 ) - رجوع كنيد به حواشى آخر كتاب .