غلامحسين محرمى
67
تاريخ تشيع از آغاز تا پايان عصر غيبت صغرى ( فارسي )
« از ظلم و ستم قريش به ما و شيعيان و دوستداران ما چه بگويم ؟ رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله درگذشت ، در حالىكه گفته بود چه كسى اولىترين مردم ، به مردم است . ولى قريش از ما روىگرداندند . تا اينكه خلافت را از جايگاهش منحرف كردند . با حجت ما ، برضد انصار احتجاج كردند و يكى بعد از ديگرى خلافت را از هم گرفتند و آنگاه كه به ما برگشت ، بيعتشكنى كردند و با ما جنگيدند . . . » « 1 » آرى قريش از مدتى پيش طورى عمل كرده بودند كه مردم مىدانستند آنها خلافت را تصاحب خواهند كرد ؛ بدينسبب انصار به سقيفه شتافتند ، تا مانع به حكومت رسيدن قريش شوند ، كه قريش مردمى انحصار طلب بودند . علل دشمنى قريش با خاندان پيامبر صلّى اللّه عليه و آله اكنون اين سؤال مطرح است كه چرا قريش با خاندان پيامبر دشمنى داشتند ؟ مگر دين و دنياىشان را به اين خاندان مديون نبودند ؟ مگر به بركت اين خاندان از فلاكت نجات نيافته بودند ؟ براى پاسخ دادن به اين سؤال به امورى اشاره مىكنيم : 1 - رياستطلبى قريش قريش در زمان جاهليت داراى موقعيت ممتازى در ميان عربهاى جزيرة العرب بودند ؛ ابو الفرج اصفهانى در اين مورد مىگويد : « اقوام عرب در هرچيزى جز شعر ، قريش را مقدم مىداشتند » « 2 » . اين موقعيت از دو راه براى آنها ميسر شده بود : الف ) توان اقتصادى : قريش از زمان هاشم ، جد پيامبر ، تجارت با سرزمينهاى همسايه را چون يمن ، شام ، فلسطين ، عراق و حبشه را شروع كرده بودند و اشراف قريش در سايهء اين تجارت ثروتهاى افسانهاى اندوخته بودند « 3 » . خداوند متعال اين بازرگانى را مايه رفاه و آسايش قريش معرفى كرده و مىفرمايد :
--> ( 1 ) . كتاب سليم بن قيس العامرى . منشورات دار الفنون ، بيروت ، 1400 ه ، ص 108 و الشيرازى ، السيد على خان . الدرجات الرفيعة فى طبقات الشيعة ، مؤسسة الوفاء ، بيروت ، ص 5 . ( 2 ) . اصفهانى . الاغانى ، دار احياء التراث العربى ، بيروت ، ج 1 ، ص 74 . ( 3 ) . پيشوايى ، مهدى . تاريخ اسلام ( 1 ) ، دانشگاه آزاد اسلامى واحد اراك ، ص 50 و 51 .