غلامحسين محرمى

192

تاريخ تشيع از آغاز تا پايان عصر غيبت صغرى ( فارسي )

« از اصحاب پيامبر تنها چهار نفر در ركاب آن حضرت به شهادت رسيدند كه اين چهار تن نيز از انصار بودند » . « 1 » انتساب انصار هم به قبايل يمنى معلوم است . در مقابل ، سران و اشراف قريش دشمن على عليه السّلام و خاندانش بودند ؛ ( همان‌طور كه با پيامبر دشمنى مىكردند ) و دوستداران حضرت نيز ، در ميان ايشان به غايت اندك بودند . حتى قبايلى كه با قريش رابطه نزديك داشتند ، همواره در صف مخالفان على عليه السّلام قرار مىگرفتند ؛ مثل قبيله ثقيف و اهل طائف كه هنگام جنگ صفين و بعد از آن طرفدار معاويه بودند ؛ چنان‌كه وقتى معاويه بسر بن ارطاة را براى غارت شهرهاى حجاز و يمن فرستاد ، آن‌گاه كه نزديك طائف شد ، مغيرة بن شعبة به استقبالش رفت و گفت : « خدا به تو جزاى خير دهد ! خبر سخت‌گيرى تو نسبت به دشمنان و احسانت به دوستان ، به من رسيده » . بسر گفت : « اى مغيره ! مىخواهم به اهل طائف فشار بياورم تا اين‌كه با امير المؤمنين معاويه بيعت كنند » . مغيره گفت : « بسر ! چرا كارى را كه با دشمنانت كردى ، با دوستانت نيز مىخواهى بكنى ؛ اين كار را نكن ، تا همه دشمن تو شوند » . « 2 » » در كنار امير المؤمنين عليه السّلام از قريش ، غير از بنى هاشم ، عده اندكى بودند ؛ مثل محمد بن ابى بكر و هاشم مرقال . اگرچه از ميان تيره‌هاى قريش و مخالف على عليه السّلام نيز تنى چند همراه ايشان بودند ، مثلا خالد بن وليد كه از دشمنان امير المومنين بود ، پسرش مهاجر بن خالد در صفين در ميان سربازان امير المومنين بود . يا عبد الله بن ابى حذيفه ، پسردايى معاويه ، از شيعيان مخلص على عليه السّلام بود و در نهايت به دست ماموران معاويه به شهادت رسيد . على در ميان تمام قبايل يمن دوستدار و شيعه داشت ؛ مثل قبايل كنده ، نخع ، ازد ، جهينه ، حمير ، بجيله ، خثعم ، خزاعه ، حضرموت ، مذحج ، اشعر ، طى ، سدوس ، حمدان و ربيعه ؛ « 3 » اما در اين مورد 2 قبيلهء حمدان و ربيعه پيشتاز بودند . حمدانيان در زمان پيامبر به دست على عليه السّلام

--> ( 1 ) . مسعودى . همان ، ج 3 ، ص 74 . ( 2 ) . رجوع شود به : شهيدى ، دكتر سيد جعفر . تاريخ تحليلى اسلام تا پايان امويان ، مركز نشر دانشگاهى ، تهران ، ط 1363 ، ص 137 . ( 3 ) . احمد بن محمد بن خالد البرقى . رجال البرقى ، مؤسسة القيوم ، ص 37 - 40 و ابن ابى الحديد . شرح نهج البلاغه ، دار احياء الكتب العربيه ، قاهره ، ج 3 ، ص 193 .