غلامحسين محرمى

193

تاريخ تشيع از آغاز تا پايان عصر غيبت صغرى ( فارسي )

اسلام آورده و مسلمان شده بودند و پيوسته دوستدار آن حضرت بودند و از شيعيان مخلص ايشان به شمار مىآمدند ؛ مسعودى مىگويد : « در صفين حتى يك نفر از اينها هم در سپاه معاويه نبود » . « 1 » على عليه السّلام درباره حمدان فرموده است : و لو كنت بوّابا على باب الجنّة * لقلت لحمدان ادخلوا بسلام « 2 » « 3 » معاويه دل پرخونى از حمدانيان داشت . او در يكى از روزهاى صفين به ميدان آمد و اين شعر را خواند : لا عيش الّا فلق الهام * من أرحب و يشكر شبام « 4 » قوم هم اعداء اهل الشام * كم من كريم بطل همام « 5 » و كم قتيل و جريح ذام * كذلك حرب السّادة الكرام « 6 » در اين هنگام سعد بن قيس حمدانى با خواندن اين رجز : لا هم رب الحلّ و الحرام * لا تجعل الملك لا هل الشّام « 7 » در حالىكه نيزه خود را به طرف جلو گرفته بود ، بر معاويه حمله كرد و معاويه از برابر او فرار كرد و وارد لشكر شام شد . و ذو الكلاع ( يكى از فرماندهان شام ) را به مقابله با سعيد بن قيس فرستاد و تا شب جنگ ميان آنها ادامه داشت كه در نهايت اهل شام شكست را پذيرفتند و گريختند . در اين هنگام امير المؤمنين اين اشعار را در تشويق آنها فرمودند : فوارس من حمدان ليسوا بعزل * غداة الوغى من شاكر و شبام « 8 » يقودهم حامى الحقيقة ماجد * سعيد بن قيس و الكريم محام « 9 »

--> ( 1 ) . مسعودى . مروج الذهب ، منشورات موسسة الاعلمى للمطبوعات ، بيروت ، 1411 ه . ، ج 3 ، ص 99 . ( 2 ) . اگر دربان بهشت باشم ، به قبيله حمدان مىگويم : با سلام وارد شويد . ( 3 ) . بلاذرى . انساب الاشراف ، منشورات مؤسسة الاعلمى للمطبوعات ، بيروت ، ج 2 ، ص 322 . ( 4 ) . زندگى نمىكنم مگر اين‌كه سرهاى افراد قبايل أرحب ، يشكر و شبام از قبيله حمدان را بشكافم . ( 5 ) . مردمى كه دشمن اهل شام هستند ، چه بسيار در ميان‌شان مردانى بزرگوار ، پهلوان و شجاع وجود دارد . ( 6 ) . چه بسيار كشته ، مجروح و معلول برجاى گذاشته‌اند ؛ آرى اين‌چنين است پيكار بزرگان دلاور . ( 7 ) . اى پروردگار حلّ و حرم ! حكومت را براى اهل شام قرار نده . ( 8 ) . سواران حمدان از قبايل شاكر و شبام صبحگاه جنگ سست نيستند . ( 9 ) . حامى حقيقت ، مرد بزرگوار ، سعيد بن قيس آنان را فرماندهى مىكند ؛ مردم كريم خود نيز حمايت مىشود .