غلامحسين محرمى

172

تاريخ تشيع از آغاز تا پايان عصر غيبت صغرى ( فارسي )

حمدان ساير قبايل يمن اسلام را پذيرفتند . وقتى اين خبر به گوش مبارك پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و إله رسيد ، سجده شكر بجاى آورد » . « 1 » نخستين خانه‌اى كه على عليه السّلام در يمن در آن سكونت گزيد خانه زنى به نام « ام سعد برزخيه » بود كه على عليه السّلام در آن به آموزش قرآن پرداخت ؛ اين خانه بعدها مسجد شد و نامش را « مسجد على » نهادند . به‌ويژه در پايان عمر پيامبر ، مردمى از قبايل گوناگون يمن در مدينه با پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و إله ديدار كردند و در گفت‌وگويى كه ميان‌شان برگزار شد ، آن حضرت ، على عليه السّلام را در مقام جانشين ، به آنان معرفى كرد « 2 » ، از اين‌رو اين مطلب در ذهن آنها بود . « 3 » و آنان بعد از

--> ( 1 ) . مناقب آل ابى طالب ، موسسه انتشارات علامه ، قم ، ج 2 ، ص 129 . ( 2 ) . مظفر ، محمد حسين . تاريخ الشيعة ، منشورات مكتبه بصيرتى ، قم ( بىتا ) ، ص 122 . ( 3 ) . جابر بن عبد الله انصارى نقل مىكند : عده‌اى از قبايل گوناگون يمن خدمت پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و إله رسيدند . رسول خدا صلّى اللّه عليه و إله فرمود : مردمى نازك‌دل و قوىايمان خواهند بود كه منصور ( از ياران مهدى عليه السّلام ) با هفتاد هزار نفر از ميان آنان برمىخيزد و جانشين من و جانشين وصىام را يارى مىدهد ، در حالىكه شمشيرهايشان را با ليف خرما حمايل كرده باشند ! پرسيدند : يا رسول الله وصى تو كيست ؟ فرمود : او كسى است كه خداى تعالى فرمان داده كه به او تمسك كنيد ، آن‌جا كه فرمود : « وَ اعْتَصِمُوا بِحَبْلِ اللَّهِ جَمِيعاً وَ لا تَفَرَّقُوا » ( آل عمران 3 : 103 ) به ريسمان خدا چنگ زنيد و پراكنده نشويد ! پرسيدند : يا رسول الله بيان كنيد كه اين ريسمان چيست ؟ فرمود : اين ريسمان همان سخن خداست كه مىفرمايد : « إِلَّا بِحَبْلٍ مِنَ اللَّهِ وَ حَبْلٍ مِنَ النَّاسِ » ( آل عمران 3 : 112 ) ريسمان از ناحيه خدا قرآن و از ناحيه مردم وصى من است ! پرسيدند : يا رسول الله وصى تو كيست ؟ فرمود : كسىكه خداى تعالى در مورد او مىفرمايد : « أَنْ تَقُولَ نَفْسٌ يا حَسْرَتى عَلى ما فَرَّطْتُ فِي جَنْبِ اللَّهِ » ( زمر 39 : 56 ) تا مبادا كسى بگويد : افسوس ! چقدر در امر خدا تفريط و كوتاهى كردم ! پرسيدند : اين امر خدا چيست ؟ فرمود : او وصى من و راهنماى مردم به سوى من ، بعد از من است ! گفتند : يا رسول الله ! تو را سوگند به كسىكه تو را به حق مبعوث كرده ، او را به ما نشان بده كه سخت به او مشتاق شده‌ايم . فرمود : خدا او را براى مومنان متوسم ، قرار داده است ، اگر با ديد قلب به او بنگريد ، مىفهميد كه او وصى است ؛ چنان‌كه پيامبرتان را اين‌گونه شناختيد ؛ پس برويد صف‌هاى مردم را در مسجد وارسى كنيد ، هركس را كه قلبتان به او كشيده شد ، او وصى است ؛ زيرا خداى تعالى مىفرمايد : « فَاجْعَلْ أَفْئِدَةً مِنَ النَّاسِ تَهْوِي إِلَيْهِمْ » ( ابراهيم 14 : 37 ) بار خدايا ! دلهايى از مردم را به سوى آنها مايل گردان . در اين هنگام ابو عامر اشعرى از قبيله اشعريين ، ابو عزه خولانى از ميان خولانيان ، عثمان بن قيس از بنى قيس ، غريه دوسى از قبيله دوس و لاحق بن علافه برخاستند و در ميان صفوف مردم ، در مسجد النبى گشتند و دست على عليه السّلام را گرفتند و خدمت پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و إله آمدند و گفتند : يا رسول اللّه ! اين كسى است كه قلب‌هايمان به سوى او كشيده شد و گرايش پيدا كرد . نبى اكرم فرمود : به حمد الله شما وصى پيامبر را -