غلامحسين محرمى

137

تاريخ تشيع از آغاز تا پايان عصر غيبت صغرى ( فارسي )

بودند . اگرچه اين مهاجرت‌ها از زمان حجاج شروع شده بود ، در زمان عباسيان به سبب قيام‌هايى كه از سوى علويان برپا مىشد و بيشتر با شكست مواجه مىگشت ، شتاب بيشترى داشت . شمال ايران و مناطق سخت راه گيلان و مازندران و كوهستان‌ها و سرزمين‌هاى دور افتاده خراسان ، مكان‌هاى امنى براى علويان به شمار مىرفت . نخستين‌بار در زمان هارون الرشيد ، يحيى بن عبد الله حسنى به مازندران كه در آن زمان طبرستان نام داشت ، رفت . با اين‌كه او قدرت يافته و كارش رونق گرفته بود ، هارون بوسيلهء وزيرش ، فضل بن يحيى با امان نامه‌اى توانست وى را وادار به پذيرش صلح كند . « 1 » پس از او علويان زيادى بدان سامان آمدند و تشيّع در آن‌جا روزبه‌روز گسترش يافت و مردم آن‌جا نخستين‌بار به‌وسيلهء علويان پذيراى اسلام شدند ، تا اين‌كه در نيمه دوم قرن سوم هجرى حكومت علويان طبرستان به وسيلهء حسن بن زيد علوى تشكيل شد . در اين‌زمان آن‌جا مكان مناسبى براى سادات به شمار مىرفت ؛ چنان‌كه ابن اسفنديار مىگويد : « . . در اين وقت به عدد اوراق اشجار ، سادات علويه و بنو هاشم از حجاز و اطراف شام و عراق به خدمت او رسيدند ؛ در حق همه مبرت و مكرمت فرمود و چنان شد كه هر وقت پاى در ركاب آوردى سيصد نفر علوى شمشير كشيده گرداگرد او بودند » . « 2 » آن‌گاه كه امام رضا عليه السّلام بوسيلهء مامون به ولايت‌عهدى بزگزيده شد ، برادران و نزديكان آن حضرت رو به‌سوى ايران نهادند ؛ چنان‌كه مرعشى مىنويسد : « سادات از آوازه ولايت و عهدنامه مامون كه بر حضرت امامت پناهى داده بود ، روى بدين طرف نهادند و او را بيست و يك برادر ديگر بودند ؛ اين مجموع برادران و بنو اعمام از سادات حسينى و حسنى به ولايت رى و عراق رسيدند . و چون سادات خبر غدر مأمون كه با حضرت رضا كرد ، شنيدند پناه به كوهستان ديلمستان و طبرستان بردند و بعضى بدان‌جا شهيد گشتند و مزار و مرقد ايشان مشهور و معروف است و چون اصفهبدان مازندران در اوايل كه اسلام قبول كردند شيعه بودند

--> ( 1 ) . ابو الفرج اصفهانى . مقاتل الطالبيين ، منشورات الشريف الرضى ، قم ، ط 1 ، دوم ، 1416 - 1374 ، ص 389 - 395 . ( 2 ) . تاريخ طبرستان و رويان ، ص 290 .