محمد بن حسين البيهقي
910
تاريخ بيهقى ( فارسي )
سبب چيست ؟ گفتند « زندگانى خداوند دراز باد ، هوا سخت گرم است و علف نايافت 1 و ستوران ناچيز مىشوند 2 ، و تدبير شافىتر 3 مىبايد در جنگ اين قوم . » و گفتند « سوى خواجهء بزرگ پيغام فرستاده بوديم و عذر خويش بازنموده ، و شك نيست كه بگفته باشد 4 . و خداوند را نيز منهيانند در ميان لشكر ، بازنموده باشند . » وزير گفت « با خداوند سلطان درين باب مجلسى كردهام و دوش همهشب درين انديشه بودهام و تدبيرى ياد آمده است ، با خداوند نگفتهام و خالى 5 بخواهم گفت . » و اعيان بجمله بازگشتند ، امير ماند و وزير و استادم . وزير گفت : زندگانى خداوند دراز باد و همه كارها بمراد خداوند باد ، نه چنان است كه اگر لشكر ما ستوه 6 شدهاند ، تركمانان ستوهتر نيستند ، فامّا ايشان مردمانىاند صبورتر 7 و بجان درمانده 8 و جان را مىكوشند . 9 بنده را صواب چنان مىنمايد كه رسولى فرستد 10 و از خويشتن نصيحت كند اين قوم را ، كه سخت ترسانند از آن يك قفا 11 كه خوردهاند ، و بگويد « اگر خداوند بر اثر ايشان بيامدى ، يكتن زنده نماندى و جان نبردى ، اگر ديگرباره كمر جنگ بندد 12 ، يكتن از شما نماند . و صواب آن است كه عذرى خواهيد و تواضعى نماييد تا من خداوند سلطان را بر آن دارم كه تقرّب 13 شما قبول كند و گويم كه كوشش ايشان از بيم جان است و تلطّف 14 كنم تا سوى هرات رود و ايشان درين حدود باشند و رسولان آيند روند تا قاعدهاى راست نهاده آيد ، چنان كه مكاشفت 15 برخيزد و لطف حال 16 پيدا آيد . » امير گفت : اين سره مىنمايد 17 ، و لكن دوست و دشمن داند كه عجز است . وزير گفت : چنين است امّا بهتر است و سلامتتر 18 و ما درين حال بهسلامت بازگرديم . و خداوند جنگ ايشان بديد و سامان كار دريافت ، اگر خواهد از هرات ساخته و با بصيرت تمام پس از مهرگان روى بدين قوم آرد . اگر برقرار ما راه راست گيرند ، چنان كه مراد باشد كار گزارده شود ؛ و اگر بخلاف آن باشد ، فالعياذ باللّه 19 ، آب شد 20 ، كه باشد خللى افتد كه آن را در نتوان يافت . اگر خداوند بنگرد ، درين نيكو انديشه كند و بر خاطر مبارك خويش بگرداند 21 تا بر آنچه رأى عاليش قرار گيرد كار كرده آيد . »