محمد بن حسين البيهقي

1074

تاريخ بيهقى ( فارسي )

و هامان را غرقه ساخت ( 8 ) - ملك ناصرى : ملك ناصر دين اللّه مسعود ، موصوف و صفت نسبى - يمينى هم صفت نسبى از يمين الدولة لقب سلطان محمود ( 9 ) - هول زخم : زخم هولناك ، صفت و موصوف ( 10 ) - تيغ ظهيرى : تيغ ظهير خليفة اللّه مسعود ، موصوف و صفت نسبى ، نيز نگاه كنيد به صفحهء 446 ( 11 ) - رستم دستان : رستم فرزند زال كه سيمرغ بر او نام دستان نهاد ، اضافه مفيد انتساب - درين بيت اشارتى دارد به فرسوده شدن شانزده اسب در زير پاى مسعود در يك منزل ، نگاه كنيد به صفحهء 956 شمارهء ( 14 ) ( 12 ) - معنى مصراع دوم : گردش روزگار او را مضطر كرد و زندگى او در گرو نان و آب و جامه ماند ص 971 ( 1 ) - لؤلؤ خوشاب : مرواريد آبدار ( 2 ) - سگ كهدان : سگ كهدانى كه تن‌پرور و بيكاره است - كهدان مخفف كاهدان جائى كه در آن براى خفتن سگ كاه ريزند ( 3 ) - مغيلان : بضم اول و كسر دوم مخفف ام غيلان ، بوته‌هاى بزرگ خار در صحراى عربستان ( 4 ) - معنى اين بيت و بيت پيش : گل بوى خوش از تو دريغ ندارد ، از سرزنش خار سخن نبايد گفت و بهتر آن است كه از اين ملامت نگران و مشغول‌دل نشوى چه سرانجام حديث تسلط و تفوق تو در گيتى پنهان نخواهد ماند ( 5 ) - معنى بيت : اين بيت به كلى نامفهوم است ( نقل از حواشى مرحوم دكتر فياض ) ( 6 ) - مضمن : بضم اول و فتح دوم و تشديد سوم مفتوح تضمين كرده و چيزى را در طى چيزى آورده ، اسم مفعول از ضمن بمعنى طى ( 7 ) - چشمك خوبان : ديدهء محبوب نيكوان ، پسوند « ك » مفيد معنى تحبيب است ( 8 ) - ميره : بكسر اول و سكون دوم خوار و بار ( 9 ) - همتك : همت مختصر ، « ك » پسوند مفيد معنى تصغير و تقليل - خلاصه معنى بيت : چون اهل همتم در نتيجه مجاهدت پشتم خميده است ( 10 ) - ساز تو : سازوبرگ و سامان تو ( 11 ) - نيارم : نتوانم ( 12 ) - نام : شهرت ( 13 ) - نان : مراد صله و نعمت ( 14 ) - پنگان : با كاف فارسى بر وزن سندان هر كاسه و پياله را گويند . . . و معرب آن فنجان است ( برهان قاطع ) ص 972 ( 1 ) - سرسبز : سرت سبز باد به كنايه يعنى خوش و خرم بمانى و دماغ تو تازه باد ( 2 ) - صنعت و معنى : مراد صناعات ادبى و معانى بلند ( 3 ) - كاغذ : در اينجا توسعا مراد نامه و كتاب و مكتوب ( 4 ) - دير زياد : تا ديرگاه زنده بماند ( 5 ) - اينك : اكنون ( 6 ) - و اللّه . . . : و خداوند آسان گردانندهء ( دشواريهاست ) به توانائى و فضل خود ( 7 ) - رباط كروان : شهرى بر سرحد گوزگانان ، نيز نگاه كنيد به صفحهء 494 شمارهء ( 4 ) ( 8 ) - كوتوال بوعلى : مراد سرهنگ بوعلى كوتوال ( قلعه‌بان ) غزنين ، نيز نگاه كنيد به صفحهء 283 شمارهء ( 4 ) ( 9 ) - علامت سياه : علم سياه و باصطلاح فرانسوى Arme ( 10 ) - آلت ديگر : اسباب و وسائل