محمد بن حسين البيهقي
478
تاريخ بيهقى ( فارسي )
دور بزدند و بر آن شراب خورد و نشاط كرد . و بباغ بازآمد در باقى ربيع الاوّل . و غرّهء ربيع الآخر چند قاصد آمدند از نزديك عبدوس كه « كارها بر مراد است و آلتونتاش خلعت پوشيد و بسيج رفتن كرد . » و طاهر دبير را نامزد كرده بود امير تا سوى رى رود به كدخدايى 1 لشكرى كه بر سپاه سالار تاش فراش 2 است . و صاحب بريد و خازن 3 نامزد شد . و خلعت وى 4 راست كردند و بو الحسن كرجى نديم را خازنى داد و بو المظفّر حبشى را صاحب بريدى و گوهر آيين خزينهدار را سالارى 5 . و حاجب جامهدار محمودى يارق تغمش را و چند تن ديگر را از حجّاب و سرهنگان قم و كاشان و جبال 6 و آن نواحى نامزد كرد . و سهشنبه ششم ربيع الآخر خلعتها راست كردند و در پوشيدند و پيش آمدند و امير ايشان را بنواخت . روز پنجشنبه هشتم اين ماه روان كردند 7 . و هم درين روز خبر رسيد كه نوشيروان پسر منوچهر 8 به گرگان گذشته شد و گفتند باكاليجار خالش 9 با حاجب بزرگ منوچهر ساخته بود و او را زهر دادند - و اين كودك نارسيده 10 بود - تا پادشاهى با كاليجار بگيرد ، و نامهها رسيده بود بغزنين كه از تبار مردآويز 11 وشمگير 12 كس نمانده است نرينه 13 كه ملك به دو توان داد ، اگر خداوند سلطان درين ولايت با كاليجار را بدارد كه به روزگار منوچهر كار همه او ميراند ، ترتيبى به جايگاه 14 باشد . جواب رفت كه « صواب آمد ، رايت عالى مهرگان قصد بلخ دارد . رسولان بايد فرستاد تا آنچه نهادنى 15 است با ايشان نهاده آيد . » و چون ببلخ رسيد 16 بو المحاسن رئيس گرگان و طبرستان آنجا رسيد و قاضى گرگان بومحمد بسطامى و شريف 17 بو البركات و ديلمى محتشم و شيرج ليلى 18 ، و ايشان را پيش آوردند . و پس از آن خواجهء بزرگ نشست و كارها راست كردند : اميرى باكاليجار 19 و دخترش را از گرگان بفرستد . و استادم منشور با كاليجار تحرير كرد و خلعتى سخت فاخر راست كردند و برسولان سپردند و ايشان 20 را خلعت دادند . و طاهر را مثال بود تا مال ضمان 21 گذشته و آنچه اكنون ضمان كرده بودند بطلبد و به نشابور فرستد نزديك سورى 22 صاحب ديوان تا با حمل 23 نشابور به حضرت 24 آرند .