محمد بن حسين البيهقي

473

تاريخ بيهقى ( فارسي )

گفت : وصيّت كنم شما را كه خداى ، عزّ و جلّ ، به يگانگى شناسيد و وى را اطاعت داريد و بدانيد كه كردار زشت و نيكوى شما مىبيند و آنچه در دل داريد ، مىداند و زندگانى شما بفرمان اوست و چون كرانه شويد 1 ، بازگشت شما بدوست و حشر و قيامت خواهد بود و سؤال و جواب و ثواب و عقاب 2 . و نيكويى گوئيد و - نيكوكارى كنيد كه خداى ، عزّ و جلّ ، كه شما را آفريد براى نيكى آفريد و زينهار تا بدى نكنيد و از بدان دور باشيد كه بدكننده را زندگانى كوتاه باشد . و پارسا باشيد و چشم و گوش و دست و فرج 3 از حرام و مال مردمان دور داريد . و بدانيد كه مرگ خانهء زندگانى است 4 ، اگر چه بسيار زييد 5 ، آنجا مىبايد رفت . و لباس 6 شرم مىپوشيد 7 كه لباس ابرار 8 است . و راست گفتن پيشه گيريد كه روى را روشن دارد و مردمان راست‌گويان را دوست دارند و راست‌گوى هلاك نشود . و از دروغ گفتن دور باشيد كه دروغ‌زن 9 ار چه گواهى راست دهد ، نپذيرند . و حسد كاهش تن است و حاسد را هرگز آسايش نباشد كه با تقدير خداى ، عزّ اسمه 10 ، دايم به جنگ باشد ، و اجل ناآمده 11 ، مردم را حسد بكشد . و حريص را راحت نيست ، زيرا كه او چيزى مىطلبد كه شايد وى را ننهاده‌اند . و دور باشيد از زنان كه نعمت پاك بستانند 12 و خانه‌ها ويران كنند ؛ هر كه خواهد كه زنش پارسا ماند ، گرد زنان ديگران نگردد . و مردمان را عيب مكنيد ، كه هيچ‌كس بىعيب نيست ؛ هر كه از عيب خود نابينا شد ، نادان‌تر مردمان باشد . و خوى نيك بزرگتر عطاهاى خداى است عزّ و جلّ . و از خوى بد دور باشيد كه آن بند گرانست 13 بر دل و بر پاى ، هميشه بدخو - در رنج بزرگ باشد و مردمان از وى برنج . و نيكوخوى را هم اين جهان بود و هم آن جهان ، و در هر دو جهان ستوده است . و هر كه از شما بزاد 14 بزرگتر باشد ، وى را بزرگتر داريد و حرمت او نگاه داريد و از او گردن مكشيد . و همه بر اميد اعتماد مكنيد ، چنان كه دست از كار كردن بكشيد 15 . و كسانى كه شهرها و ديه‌ها و بناها و كاريزها 16 ساختند و غم اين جهان بخوردند ، آن همه بگذاشتند و برفتند و آن چيزها مدروس 17 شد . اين كه گفتم بسنده باشد و چنين دانم كه ديدار ما به قيامت افتاد . [ داستان زندانى شدن بزرجمهر ] چون بزرجمهر را بميدان كسرى 18 رسانيدند فرمود كه همچنان با بند و غل پيش