محمد بن حسين البيهقي

429

تاريخ بيهقى ( فارسي )

خدايگانِ جهان خسروِ جهان مسعود * كه شد عزيز به دو دين احمدِ مختار ز مجد گويد چون عابد از عفاف 1 سخن * ز ظلم جويد چون عاشق از فراق قرار نگاه از آن نكند در ستم رسيده نخست * كه تا ز حشمتِ 2 او درنمانَد 3 از گفتار و زان نيارد بپسود 4 هر كسى رزمش 5 * كه پوستِ مار ببايد فكند چون سر مار بعقل مانَد 6 كز علم ساخت گنج و سپاه * بعدل مانَد كز حلم كرد قصر و حصار اگر پدرش مر او را ولايتِ رى داد * ز مهر و شفقت بود آن نه از سرِ آزار چو كرد خواهد مر بچه را مرشّح 7 ، شير * ز مرغزار نه از دشمنى كندش آوار 8 چو خواست كردن از خود ترا جدا آن شاه * نه سيم داد و نه زرّ و نه زين نه زين‌افزار نه مادر و پدر از جملهء همهء پسران * نصيبِ آن پسر افزون دهد كه زار و نزار ؟ از آنكه تا بنمايد بخسروان 9 هنرش * نكرد با او چندانكه درخورش كردار 10 چو بچه را كند از شيرِ خويش مادر باز * سياه كردنِ پستان نباشد از پيكار بمالشِ 11 پدران است بالش 12 پسران * بسر بريدنِ شمع است سرفرازىِ نار 13