محمد بن حسين البيهقي

829

تاريخ بيهقى ( فارسي )

شده است : چگونه انكار آريم هستى او را * كه ما به هستى او را دليل و برهانيم ص 710 ( 1 ) - زحير : بفتح اول و كسر دوم و سكون سوم در عربى بمعنى سخت روان شدن شكم يا پيچش - زحير در فارسى بمعنى اندوه ، رنج يا سختى و دشوارى كه از لوازم معنى اصلى اين ماده است . . . ( نقل از حاشيهء لغت‌نامه دهخدا ذيل زحير ) ( 2 ) - خواستمى كه مرده بودمى : كاش مرده بودم يائى كه بر آخر فعل « مرده بودمى » افزوده شده است در آخر فعلهاى تمنى افزوده مىشد ، سعدى فرمايد : كاشكى قيمت انفاس بدانندى خلق * تا دمى چند كه مانده است غنيمت شمرند ( 3 ) - بىحشمت : بىپروا و بىمحابا ( 4 ) - تهمت : بضم اول و سكون دوم گمان بد ( 5 ) - توفير : بفتح اول و سكون دوم و كسر سوم بمعنى افزودن ولى در سياق فارسى ، در اينجا بمعنى صرفه‌جوئى در مخارج ، نيز نگاه كنيد به صفحهء 476 شمارهء ( 1 ) ( 6 ) - امير ماضى : لقب سلطان محمود پس از درگذشت ( 7 ) - مردان مرد : مردان دلير موصوف و صفت ، نيز نگاه كنيد به صفحهء 676 شمارهء ( 21 ) ( 8 ) - معنى دو جمله : اگر لشكريان در رفاه نباشند ، پناه بر خدا ، بمال دولت دست دراز كنند ( 9 ) - مناصحت : خيرخواهى ، مصدر باب مفاعله ( 10 ) - آب‌ريختگى : آبروريزى ، اسم مصدر ( 11 ) - و اللّه . . . : خداوند در گزاردن كار بندگان يار و مددگار است ( 12 ) - گذشته شدن : درگذشت ، مصدر مركب ( 13 ) - مشرف مملكت : رئيس ديوان اشراف يا تفتيش و خبررسانى ( 14 ) - ابو المظفر ابراهيم : نهمين پادشاه غزنوى ( 451 - 492 ) برادر فرخزاد فرزند سلطان مسعود ناصر دين اللّه ( 15 ) - بريد : بفتح اول و كسر دوم اداره و دستگاه چاپار ، نيز نگاه كنيد به صفحهء 66 شمارهء ( 21 ) ( 16 ) - بريدى : تصدى و رياست بريد ( 17 ) - ممالحت : نمك‌خوارگى و هم سفرگى ، مصدر باب مفاعله ص 711 ( 1 ) - شرم‌زده : شرمنده و خجل ، حال براى هزيمتيان ( 2 ) - بازبستند : مجازا بمعنى نسبت دادند يا نسبت كردند و مرتبط ساختند ( 3 ) - مشافهه : روياروى سخن گفتن ، مصدر باب مفاعله - به مشافهه متمم قيدى ، شفاها ( 4 ) - عتاب : بكسر اول ملامت كردن ، مصدر باب مفاعله ( 5 ) - عذر مىبازنمودند : پوزش مىخواستند ( 6 ) - شده است : يعنى از ميان رفته است ( نقل از حواشى مرحوم دكتر فياض ) ( 7 ) - بتوانستمى زد : مىتوانستم زدن و مغلوب كردن ، جزاى شرط ( 8 ) - شكسته و بسته : شكسته بسته يا ناتوان و مجروح ، حال براى غلامان ( 9 ) - معنى جمله : بيشتر غلامان بر مركب سوار بودند . فعل ربطى « بودند » بقرينهء حالى محذوف است ( 10 ) - وهن : بفتح اول و سكون دوم سستى و ضعف ( 11 ) - بر : حرف اضافه مفيد معنى توالى