محمد بن حسين البيهقي

792

تاريخ بيهقى ( فارسي )

( با كاليجار ديلمى ) - مرحوم دكتر فياض در حاشيه نوشته‌اند : اين كلمه در ابن الاثير « مافنه » با فا و نون است و هو ابو منصور بهرام بن مافنه الملقب بالعادل . مافنه گويا مخفف و معرب « ماه پناه » است ( 19 ) - بر مغافصه : ناگهانى ( 20 ) - دل‌انگيز : داوطلب ( 21 ) - نرماشير : بفتح اول و سكون دوم شهرى به ناحيت كرمان خرم و جائى آبادان و با نعمت و جاى بازرگانان ( حدود العالم بنقل لغت‌نامه ) ص 656 ( 1 ) - با امير : در مصاحبت امير - معنى جمله : در مصاحبت امير براى انجام كار و خدمت رفته بودم ( 2 ) - مشرف : ناظر اعمال دفترداران و محاسبان و مفتش و منهى ، اسم فاعل از اشراف ( 3 ) - كتاره : بفتح اول حربه‌اى كوتاه‌تر از شمشير ، قداره ( 4 ) - مندور : بفتح اول و سكون دوم ، غمگين و غمناك و سياه بخت و بىدولت ؛ در لغت‌نامهء دهخدا بنقل از لغت فرس ضبط شده است - ممكن است منذور و مندور مصحف منذر باشد اسم مفعول از انذار بمعنى بيم‌داده‌شده و ترسانيده ( 5 ) - ذكر خروج . . . : ياد كرد بيرون رفتن امير مسعود از غزنين بسوى بست و از بست بخراسان و گرگان ( 6 ) - واسطهء خراسان : به استعاره مقصود شهر بزرگ و آباد ، نيز نگاه كنيد به صفحهء 262 شمارهء ( 22 ) ( 7 ) - امير سعيد : فرزند سلطان مسعود ، نيز نگاه كنيد به صفحهء 619 شمارهء ( 15 ) ( 8 ) - حضرت غزنين : دار الملك غزنين - حضرت : پايتخت و شهرى كه شاه و امير در آن مقر دارد ( 9 ) - مظالم آنجا كند : در آنجا دادرسى و داددهى كند ، نيز نگاه كنيد به صفحهء 194 شماره ( 7 ) ( 10 ) - خداوندزاده : شاهزاده ( امير سعيد ) ( 11 ) - مشير : بضم اول رأى زن يا رأىدهنده ، اسم فاعل از اشاره ( 12 ) - فرزندان امرا : اميران فرزندان ، امرا عطف بيان يا بدل فرزندان ( 13 ) - قلعت ناى : دژناى ، در حاشيه لغت‌نامهء دهخدا ذيل « ناى » بنقل از مقدمهء مرحوم رشيد ياسمى بر ديوان مسعود سعد آمده است . . . ، مكان قلعه ناى از روى كتب قديم معلوم نمىشود - صاحب برهان قاطع مىگويد ناى در هندوستان است ( 14 ) - ديرى : دژديرى ، مشخص نشد در صفحهء 557 تاريخ بيهقى تصحيح دكتر فياض چاپ سال 1324 باز نام اين دو قلعه آمده است ( 15 ) - لهور : لاهور ( 16 ) - برمانيده : گريزانده و دور كرده ص 657 ( 1 ) - بجدتر : با كوشش بيشتر ( 2 ) - ختلان : ولايتى نزديك بدخشان ( 3 ) - تخارستان : بضم يا فتح اول ولايتى در مشرق بلخ ( 4 ) - تگيناباد : شهرى در محل قندهار ( 5 ) - به چند روى : به چند جهت ( 6 ) - دشت لگان : قياسى تصحيح از شعر فرخى ، نسخه‌ها لنكان ( نقل از حواشى مرحوم دكتر فياض ) - لگان يا لكان گويا نام دشتى بوده است نزديك تگيناباد . فرخى فرمايد :