محمد بن حسين البيهقي
756
تاريخ بيهقى ( فارسي )
نوكى را استادم نامزد كرد بفرمان عالى و با وزير برفت انهى 1 را 2 . و روز پنجشنبه هشت روز باقى مانده از ذوالحجّه امير ، رضى اللّه عنه ، از غزنى برفت بر راه كابل تا بهندوستان رود غزو هانسى را . و ده روز بكابل مقام كرد . تاريخ سنهء تسع و عشرين و أربعمائه 3 غرّهء محرّم روز شنبه بود . و پنجشنبه ششم اين ماه از كابل برفت . و روز شنبه هشتم اين ماه نامهها رسيد از خراسان و رى همه مهم و امير البتّه بدان التفات نكرد ، استادم را گفت : نامه بنويس بوزير و اين نامهها درج 4 آن نه تا بر آن واقف گردد و آنچه واجب است در هر بابى بجاى آرد ، كه ما سر اين نداريم 5 . و روز سهشنبه پنج روز مانده از محرّم امير به جيلم 6 رسيد و بر كران آب نزديك دينار كوته 7 فرودآمد . و عارضهيى افتادش از نالانى 8 و چهارده روز در آن بماند 9 ، چنان كه بار نداد و از شراب توبه كرد و فرمود تا هر شرابى كه در شرابخانه برداشته بودند در رود جيلم ريختند و آلات ملاهى 10 وى بشكستند و هيچكس را زهره نبود كه شراب آشكار خوردى كه جنباشيان 11 و محتسبان 12 گماشته بود و اين كار را سخت گرفته . و بوسعيد مشرف را به مهمّى نزديك جنكى هندو فرستاد به قلعتش و كس بر آن واقف نگشت . و هنوز به جيلم بوديم كه خبر راى بزرگ 13 و احوال راى كشمير رسيد . و اينجا بوديم كه خبر رسيد كه راى كشمير درگذشت . و روز شنبه چهاردهم صفر امير به شده بود 14 ، بار داد و سهشنبه هفدهم اين ماه از جيلم برفت و روز چهارشنبه نهم ربيع الاوّل به قلعت هانسى رسيد . و به پاى قلعت - لشكرگاه زدند و آن را درپيچيدند 15 . و هر روز پيوسته جنگ بودى جنگى كه از آن صعبتر نباشد ، كه قلعتيان هول 16 بكوشيدند و هيچ تقصير نكردند و لشكر منصور خاصّه غلامان سرايى داد بدادند ، و قلعت همچنين عروسى بكر بود و آخر سمج گرفتند 17 پنج جاى و ديوار فرودآوردند و به شمشير آن قلعت بستدند روز يكشنبه ده روز مانده از ربيع الأوّل و برهمنان را با ديگر مردم جنگى بكشتند و زنان و فرزندان ايشان را برده كردند 18 و آنچه بود از نعمت به لشكر افتاد و اين قلعه را از هندوستان قلعة العذراء 19 نام بود يعنى