محمد بن حسين البيهقي

410

تاريخ بيهقى ( فارسي )

ذكر السّيل روز شنبه نهم ماه رجب ميان دو نماز بارانكى 1 خرد خرد مىباريد ، چنان كه زمين ترگونه 2 مىكرد . و گروهى از گله‌داران در ميان رود غزنين فرودآمده بودند و گاوان بدانجا بداشته ، هر چند گفتند : از آنجا برخيزيد كه محال 3 بود بر گذر سيل بودن ، فرمان نمىبردند ، تا باران قوىتر شد ، كاهل‌وار 4 برخاستند و خويشتن را به پاى آن ديوارها افكندند كه به محلّت ديه آهنگران پيوسته است و نهفتى 5 جستند ، و هم خطا بود ، و بياراميدند و بر آن جانب رود كه سوى افغان شال است بسيار استر سلطانى بسته بودند در ميان آن درختان تا آن ديوارهاى آسيا ، و آخرها كشيده 6 و خرپشته 7 زده و ايمن نشسته ؛ و آن هم خطا بود ، كه بر راه گذر سيل بودند و پيغامبر ما محمّد مصطفى صلى اللّه عليه و سلّم ، گفته است : « نعوذ باللّه من الاخرسين الاصمّين 8 » و بدين دو گنگ و دو كر آب و آتش را خواسته است . و اين پل باميان در آن روزگار برين جمله نبود ، پلى بود قوى به ستونهاى قوى برداشته 9 و پشت آن دو رسته دكان 10 برابر يكديگر ، چنان كه اكنون است . و چون از سيل تباه شد ، عبويهء 11 بازرگان آن مرد پارساى باخير ، رحمة اللّه عليه ، چنين پلى برآورد 12 يك طاق 13 بدين نيكويى و زيبايى و اثر نيكو ماند ؛ و از مردم چنين چيزها يادگار ماند . و نماز ديگر را پل آن‌چنان شد كه بر آن جمله ياد نداشتند و بداشت تا از پس نماز خفتن بديرى 14 و پاسى از شب بگذشته ، سيلى در رسيد كه اقرار دادند پيران كهن كه بر آن جمله ياد ندارند . و درخت بسيار از بيخ بكنده 15 مىآورد و مغافصه 16 در رسيد . گله‌داران بجستند و جان را گرفتند 17 و همچنان استرداران ، و سيل گاوان و استران را در ربود و به پل رسيد و گذر تنگ ، چون ممكن شدى كه آن چندان زغار 18 و درخت و چهارپاى بيك بار بتوانستى گذشت ؟ طاقهاى پل را بگرفت ، چنان كه آب را گذر نبود و به بام افتاد ، مدد سيل پيوسته چون لشكر آشفته مىدررسيد ، و آب از فراز رودخانه آهنگ بالا داد و در بازارها افتاد ، چنان كه به صرّافان رسيد و بسيار زيان كرد ؛ و بزرگتر 19 هنر آن بود كه پل را با دكّانها از جاى بكند و آب راه يافت . امّا بسيار كاروانسراى كه بررستهء 20 وى بود ، ويران كرد