محمد بن حسين البيهقي

626

تاريخ بيهقى ( فارسي )

ملطّفه خرد بتوقيع 1 ما مؤكّد گشت و ركابدار را پوشيده فرموده آمده است تا آن را در اسب نمد 2 يا ميان آستر موزه 3 ، چنان كه صواب بيند ، پنهان كند . و نامه‌يى است توقيعى با وى فراخ نبشته 4 در معنى شغلهاى آن جانب بر كاغذ بزرگ تا چنان نموده آيد كه بدان كارها آمده است . » و نامه‌يى ديگر بود در خبر شغل فريضه 5 بجانب رى و جبال . و من كه بو الفضلم اين ملطفهء خرد و نامهء بزرگ تحرير كردم 6 و استادم پيش برد و هر دو توقيع كرد و بازآورد . و ركابدارى از معتمدان بياوردند و وى را اسبى نيك بدادند و دو هزار درم صلتى و اين ملطّفه و نامه به دو داده آمد و استادم وى را مثالها داد كه ملطّفهء خرد را چه كند و نامهء بزرگ را بر چه جمله رساند . و گشاد نامه 7 نبشتم ، و ركابدار برفت . و بونصر نزديك امير شد و آنچه كرده بود بازگفت ، و امير برخاست و فرودسراى رفت 8 و نشاط شراب كرد خالى 9 . و بونصر هم بر آنجاى بازآمد و خالى بنشست و مرا گفت : نامه نويس از من به وكيل گوزگانان 10 و كروان 11 تا ده هزار گوسپند از آن من كه بدست وى است ميش و بره در ساعت كه اين نامه بخواند دربها افگند 12 و به نرخ روز بفروشد و زر و سيم نقد كند و بغزنين فرستد . من نامه نبشتم و وى آن را بخطّ خويش استوار كرد 13 و خريطه كردند 14 و در اسكدار 15 گوزگانان نهادند و حلقه برافگندند 16 و بر در زدند و گسيل كردند . و استادم به انديشهء دراز فروشد ، و من با خويشتن مىگفتم كه اگر امير فرمود تا تركمانان را به رى فروگيرند ، اين گوسپندان را برباط كروان به نرخ روز فروختن معنى چيست ؟ مرا گفت : « همانا همىانديشى حديث تركمانان و فروگرفتن ايشان و نامهء من تا گوسفندان را فروخته آيد . » گفتم و اللّه بجان و سر خداوند كه همين مىانديشم . گفت : « بدانكه اين فروگرفتن تركمانان رأيى است نادرست و تدبيرى خطا ، كه به هيچ حال ممكن نشود سه چهار هزار سوار را فروگرفتن . و از آنجا سلطان را نامه نارسيده 17 كه تركمانان را بچه حيله فروگرفتند ، شتابى كند و تنى چند را فرمايد تا بهرات فروگيرند و بنه‌هاى ايشان را برانند و اين قوم را كه با بنه‌اند بجنبانند 18 و خبر به رى رسد و ايشان 19 را درشورانند 20 و پسر يغمر از بلخان‌كوه درآيد با فوجى سوار ديگر سخت قوى و همگنان بهم پيوندند و بخراسان درآيند و هر چه دريابند از چهارپاى درربايند و بسيار فساد كنند . من پيشتر بديدم و مثال دادم تا گوسپندان من