محمد بن حسين البيهقي

606

تاريخ بيهقى ( فارسي )

داراى دو دست راست بنيادگذار سلسله طاهريان ، نيز نگاه كنيد به صفحهء 189 شمارهء ( 16 ) ( 9 ) - نصر احمد : نصر بن احمد امير سامانى ( 301 - 331 ) ( 10 ) - عز . . . : بزرگ است و برتر ( 11 ) - و هو . . . : و او راست‌گوترين گويندگانست ( 12 ) - طالوت : نام سردارى از بنى اسرائيل كه سقا بود با جالوت نام كافر جنگ كرده ، داود عليه السلام كه از سپاهيان طالوت بود جالوت را كشت . . . مردى از بنى اسرائيل كه به روايت مسلمانان پدر زن حضرت داود بود ( نقل باختصار از لغت‌نامهء دهخدا ) ( 13 ) - زاده . . . : جزئى است از آيهء 248 سورهء بقره ( 2 ) ، بيفزود او را زياده در دانش و تن ( ص 284 ج 2 تفسير ابو الفتوح تصحيح شعرانى ) ( 14 ) - فقيه بوحنيفه اسكافى : شاعر دربار سلطان ابراهيم بن مسعود غزنوى ، نيز نگاه كنيد به صفحهء 423 شمارهء ( 14 ) ( 15 ) - الفال . . . : فال حق است ، مقصود آنكه شگون به حقيقت مىپيوندد ( 16 ) - قلم رفته بود : حكم شده و مقدر گشته بود ( 17 ) - معنى جمله : در هنگام بازداشت ديدار خط و لفظ ابو حنيفه را براى رهائى خود شگون گرفته بود ( 18 ) - بازجست : پژوهش حال و تفقد ، اسم مصدر و مصدر مرخم ( 19 ) - غرا : بفتح اول مخفف غراء بمعنى شيوا و نيكو ، مؤنث اغرا فعل وصفى ( 20 ) - باغ ثنا : بوستان مدح و ستايش ، تشبيه صريح ، همچنين است بوستان فخر و عندليب هنر در بيت بعد ( 21 ) - مقيم : بضم اول پاينده و دائم و هميشگى ( 22 ) - عندليب : هزار دستان ص 517 ( 1 ) - يتيم : بفتح اول يگانه و بىمانند ، صفت در - اشاره دارد بمحبوس بودن سلطان ابراهيم پيش از رسيدن به پادشاهى ، نيز نگاه كنيد به صفحهء 514 شمارهء ( 17 ) ( 2 ) - صعب : سخت ، صفت حال ( 3 ) - سليم : بفتح اول آسان و درست ( 4 ) - لوك : بضم اول آنكه بهر دو كف دست و زانو راه رود ( 5 ) - رجيم : بفتح اول رانده از درگاه خدا ، صفت ديو ( شيطان ) ، منوچهرى گويد : خسرو ما پيش ديو ، جم سليمان شده است * و آن سر شمشير او مهر سليمان جم ( لغت‌نامهء دهخدا ذيل جم ) ( 6 ) - سقيم : بفتح اول بيمار - معنى مصراع : گاه فتنه از ترس شير خود را به ناتوانى و بيمارى زد ، تلميحى دارد به داستان كليله و دمنه و كشتن گاو بدست شير ( 7 ) - جادوى فرعون : ساحر فرعون ( 8 ) - بلقيس : بكسر اول و سكون دوم و كسر سوم نام ملكه سبا كه بگفته برخى از مفسران به همسرى سليمان درآمد ( 9 ) - معنى بيت : شاه كارها را به مشيت خداوند مىداند نه از پيش بينى و حساب يك‌ساله منجمان ( تقويم ) ( 10 ) - معنى مصراع : وزير او رأى روشن اوست ( 11 ) - نظيم : بفتح اول و كسر دوم منظوم يا برشته كشيده ، صفت در ( 12 ) - فتوح : بضم اول جمع فتح ( 13 ) - باد : باد را بمعنى « باشد » به كار برده است ( 14 ) - هواى دل :