محمد بن حسين البيهقي
607
تاريخ بيهقى ( فارسي )
خواهش دل ( 15 ) - فطيم : بفتح اول و كسر دوم از شير بازگرفته ( 16 ) - خويشتن دارد او : شايد « خويش دارد ازو » نقل از حواشى مرحوم دكتر فياض - فاعل اين فعل « مادر مملكت » است ( 17 ) - غريم : بفتح اول و كسر دوم بمعنى طلبكار و بدهكار - اشارتى دارد بباز گرفتن مادر كودك خود را از شير و مجازا مراد صبر كردن بر مصائب است ( 18 ) - اديم : بفتح اول و كسر دوم پوست دباغت داده و چرم ساخته - شايد در اين بيت اشاره به اين باشد كه اديم را بايد مدتى در بن چاه آب گذاشت تا خوب دباغت شود و پيرايش پذيرد ( 19 ) - معنى بيت : اين بيت نامفهوم است ( 20 ) - معنى مصراع : به كنايه مراد آنست كه معلوم نيست كه روزگار چه حوادثى در نهان دارد و چه خواهد شد ( 21 ) - هست ملك عقيم : ترجمهء الملك عقيم « يعنى در ملك و سلطنت نسب سودى ندارد ، چه در طلب آن ، پدر و برادر و عم فرزند بقتل مىرسد . . . آن شنيدستى كه الملك عقيم * ترك خويشى جست ملكتجو ز بيم » ( مولوى - نقل باختصار از لغتنامه ) ( 22 ) - ملك : بضم اول پادشاهى ( 23 ) - به همان : ضمير مبهم است كه جانشين اسم مىشود ( 24 ) - معنى بيت : هيچكس در اين كار گناهى نداشت و كارى از آنان ساخته نبود ( 25 ) - يك خداى : خداى يگانه ، صفت و موصوف ، فردوسى فرمايد : پس از آفرين گفت كز يك خداى * همىخواستم تا بود رهنماى ( نقل از لغتنامه ) ( 26 ) - كرزه : گرزه بضم اول و سكون دوم مارى كه سرش چون گرز بزرگ باشد ، افعى ؛ بفتح اول نيز ضبط شده است ( 27 ) - ماهى شيم : ماهى سيم ، يك گونه ماهى استخوانى داراى فلسهاى درشت و بالهء شناى كوتاه - در لغتنامه بنقل از ج 3 ص 1486 كتاب امثال و حكم دهخدا مثلى آمده است « مثل ماهى شيم ، نرم و پرنگار » - نگار بمعنى نقش و آرايش ( 28 ) - مارماهى : نوعى ماهى غضروفى كه ظاهرش به مار شبيه است ، در اصطلاح كنايه از مردم منافق است ، سنائى فرمايد : به مار ماهى مانى نه ماهيى و نه مار * منافقى چه كنى مار باش يا ماهى ( 29 ) - نيم : « چون نيم » اشاره است بحرفى كه علماى حساب دارند كه مىگويند « نيم » جزء اعداد نيست . . . و تعريفى كه براى عدد هست ، نصف مجموع حاشيتين بر آن صدق نمىكند ( نقل از حواشى مرحوم دكتر فياض ) ( 30 ) - دونتر : بضم اول فرومايهتر و پستتر ص 518 ( 1 ) - ظلوم : بفتح اول و ضم دوم سخت ستمگر ( 2 ) - ظليم : بفتح اول و كسر دوم شترمرغ ، خاقانى فرمايد :