محمد بن حسين البيهقي
596
تاريخ بيهقى ( فارسي )
بجاى تسليت آورده است ) ( 5 ) - پسر رومى : ابن الرومى ، علىّ بن عباس شاعر عرب در عصر عباسى ( 221 - 284 ) ( 6 ) - معنى دو بيت : روزگار هر امانتى را از من مىربايد و هيچ خير و نيكوئى در چيزى كه بازگردانيده و ربوده شود نباشد . ايام بر من جامه و كمربندى از جوانى پوشيد پس زود باشد كه آنچه پيش بر من پوشانده است غارت شود - مصراع آخر تصحيح قياسى مرحوم دكتر فياض است ؛ سنائى فرمايد : خوش خوش از من سراى هزل و مجاز * عاريتها همىستاند باز ( 7 ) - رودكى : شاعر نامدار عصر سامانى درگذشته به سال 329 ( 8 ) - معنى بيت : عمر چه كوتاه باشد چه دراز آيا دوباره از اين صورت معدوم نخواهى شد چنان كه پيش از اين نشئه هم اين صورت و هيئت را نداشتى يعنى از اين صورت معدوم بودى پس به اين صورت موجود شدى و دوباره از اين صورت معدوم خواهى شد ( 9 ) - چنبر : حلقه ( 10 ) - عنا : بفتح اول رنج ( 11 ) - طراز : بفتح اول شهرى بوده است نزديك اسپيجاب در مرز چين ( 12 ) - معنى بيت : اين خودبينى و نخوت كه بر جان تو چيره آمده است فريب اهريمن است ، غرور خوابى است كه حقيقتى ندارد و جز مجاز نباشد ص 503 ( 1 ) - پردان : بسيار دانا و علامه ( 2 ) - حشمت قديم : شكوه و احترام ديرينه ( 3 ) - معنى جمله : زحمت و رنج را از ما دور مىداشت ( 4 ) - واسطه : ميانجى ( كسى كه در ميان كار شاه با مردم باشد ) ( 5 ) - از آن خود : بندگان وابسته به خويشتن ( 6 ) - بركشيده : ترقى داده و به پايگاه بلند رسانيده ( 7 ) - خداوند ماضى : لقب سلطان محمود ( 8 ) - رفيع : بفتح اول بلند ، صفت رأى ( 9 ) - رويد : برويد ، تقديم فعل براى تأكيد است در انجام دادن آن ( 10 ) - طارم : عمارت گنبدى شكل ، نيز نگاه كنيد به صفحهء 445 شمارهء ( 22 ) ( 11 ) - بنشاند : معزول كرد و فروگرفت ( بازداشت كرد ) ( 12 ) - بالا : قد و قامت ( 13 ) - عمامه : بكسر اول دستار - مراد از بالا و عمامه در اينجا شكل ظاهر ( 14 ) - صاحب ديوانى : عهدهدار عايدات مملكت بودن ( 15 ) - بسته كار : كند كار ، مقابل كاربر ، نيز نگاه كنيد به صفحهء 475 شمارهء ( 11 ) ( 16 ) - شتابزده : عجول ، مقابل بسته كار ( 17 ) - روستايى طبع : صفت تركيبى ، ظاهرا مراد كند ذهن و دير انتقال و اهل تكلف ( 18 ) - بىمحابا : بىپروا يا ناپروا و بىتكلف ( 19 ) - جواب ستده : پاسخ دريافتشده و گرفته ، موصوف و صفت - در نسخهبدل « جواب بسنده » آمده است بمعنى « پاسخ كافى » كه مناسبتر مىنمايد ( نگاه كنيد به حاشيهء صفحه 367 تاريخ بيهقى تصحيح دكتر فياض چاپ سال 1324 ) ( 20 ) - حشمت گرفته است : قدر و منزلت و اعتبار يافته است ( 21 ) - شمار : علم محاسبه ( 22 ) - دبيرى : منشىگرى و نويسندگى ( 23 ) - چنوئى : كسى نظير وى ( 24 ) - ثغر : بفتح اول و سكون دوم مرز ( 25 ) - معنى جمله :