محمد بن حسين البيهقي

595

تاريخ بيهقى ( فارسي )

غمخوارى و تعهد ( 22 ) - نظر بزرگ : عنايت بزرگ ( 23 ) - بازنمايند : بيان كنند و آشكار سازند ص 501 ( 1 ) - معنى جمله : بر ذمه و عهدهء من چيزى ( مالى ) نيست ( 2 ) - زوائد : جمع زائده بمعنى افزونى ، در اينجا ظاهرا مراد حساب‌سازيها و مقاديرى كه بر اصل دين افزوده بودند مقصود است ( 3 ) - عظم : بضم اول و سكون دوم بزرگى - عظم نهادن : اهميت دادن و بزرگ شمردن ( 4 ) - معنى چند جمله : چون پادشاه نگذاشت كه به من سوء قصد كنند هر مالى كه دارد براى اجراى امر پادشاه است و اطاعت فرمان او ( 5 ) - بتوقيع وى : به امضاى محمود ( 6 ) - قصاص : بكسر اول جراحت بدل جراحت كردن و كشنده را كشتن ، مصدر باب مفاعله ( 7 ) - مرد : به صورت معرفه مراد خواجه احمد ( 8 ) - بزاد برآمده : صفت مركب ساخته‌شده از مادهء فعل ماضى بمعنى فاعلى - بزاد برآمدن به اوج سن رسيدن ( نقل از حواشى مرحوم دكتر فياض ) ( 9 ) - دو سه علت متضاد : چند بيمارى ضد هم ( 10 ) - معنى جمله : اگر جان از اين واقعه به‌سلامت برد ( 11 ) - خويشتن را به دو دهد : خود را به او تسليم كند ( 12 ) - لجوجى : لجاجت ، اسم مصدر ( 13 ) - سخت سرى : سرسختى و سخت كوشى ( 14 ) - حيف : بفتح اول و سكون دوم ستم ( 15 ) - عمال : بضم اول جمع عامل بمعنى حاكم و والى و تحصيلدار و گيرنده خراج و كارگزار ديوان ( 16 ) - معنى جمله : سلطان مسعود اول ماه صفر بباغ شادياخ نيشابور نزول كرد و منزل ساخت ، شادياخ : نام باغى بوده است از طاهريان و نيز نام محلتى بزرگ پيوسته به شهر نيشابور ( 17 ) - وثاق : بضم اول حجره و سرا ، انورى فرمايد : اى نفس برستهء قناعت شو * تا يك‌شبه در وثاق تو نانست ( 18 ) - سرايچه : سراچه ، سراى كوچك ( 19 ) - معنى جمله : در جايگاهى كه اندكى دور تر از محل اقامت شاه بود ، كسان و اطرافيان را منزل دادند ( 20 ) - اسكدار : بفتح اول و سكون دوم و ضم سوم ، بريد چاپارى ، خريطه حاوى نامه‌هاى او . . . نامه‌ها رفت به اسكدار يعنى به‌وسيله اسكدار ( نقل باختصار از حواشى دكتر فياض ) ، نيز بمعنى جايگاه بريد و قبول مراسلات پستى ( نقل از صفحهء 82 ج 2 سبك‌شناسى بهار ) ، به عقيدهء برخى شايد در اصل « اسب گذار » بوده است بمعنى تازندهء اسب ص 502 ( 1 ) - توجع : اندوه نمودن ، مصدر باب تفعل ( 2 ) - معنى دو جمله : اگر حيات احمد فروشى بود ، براى خريد زندگانى وى از هيچ اندوختهء گرانبهائى مضايقه نمىشد ( 3 ) - بسنده : بفتح اول كافى و بس ( 4 ) - معنى بيت : اى كه خبر بد و ناگوار پنهان شدن و گرفتگى مهر و ماه را دادى ، ترا مژده باد بكاستن و سياه گردانيدن و تيره شدن ( بشارت را به استعاره عناديه