محمد بن حسين البيهقي
589
تاريخ بيهقى ( فارسي )
رفتند ( 7 ) - امير مسعود : سلطان مسعود ، عطف بيان يا بدل خداوند تخت ( صاحب اورنگ شاهى ) ( 8 ) - اين باب : به صورت معرفه مراد باب خوارزم ( 9 ) - معنى جمله : خاطر پادشاه را ازو رنجه كرده بودند ( 10 ) - چاكرش : خادم و ملازم خواجه احمد حسن ( 11 ) - صاحب بريدى : رياست دستگاه چاپار و خبررسانى ( 12 ) - صورتها نگاشت : تصويرها كشيد و مجازا بمعنى صورت كردن و تضريب و گزارش نادرست دادن ( 13 ) - گرم ايستاد : گرم شد و گرم ماند ، نيز نگاه كنيد به صفحهء 58 شمارهء ( 17 ) ص 494 ( 1 ) - سنه . . . : سال 423 ( 2 ) - درهگز : از توابع بلخ ( نقل از حواشى دكتر فياض ) ( 3 ) - ديولاخ : جا و مقام ديو ، پسوند لاخ بمعنى مكان است نظير سنگلاخ - در اينجا مراد چراگاه دور دست ( 4 ) - رباط كروان : مؤلف حدود العالم گويد رباط كروان ( بفتح كاف و سكون راء ) شهرى بر سرحد گوزگانان . . . . ( نقل از لغتنامهء دهخدا ) ( 5 ) - رسم رفته : شيوهء متداول و مرسوم گذشته ( 7 ) - اين سليمانى : مراد ابو بكر محمد بن محمد السليمانى الطوسى فقيه ، نيز نگاه كنيد به صفحهء 437 ( 6 ) - دار خلافت : دار الخلافه يا سراى خلافت ( 8 ) - القائم باللّه : قائم بن القادر ملقب به القائم بامر اللّه ( 422 - 467 ) بيست و ششمين خليفهء عباسى است ( نقل از لغتنامهء دهخدا ) - صورت كامل لقب خليفه القائم بامر اللّه است ( 9 ) - غم نموده بود : اظهار ملال كرده بود ( 10 ) - گشاده شود : باز شود ، نيز نگاه كنيد به صفحهء 443 شمارهء ( 18 ) ( 11 ) - راست كردند : ساختند و درست كردند ( 12 ) - حاج : زيارتكنندهء خانهء خدا با شروط معلومه ، اسم فاعل از حج ، در اينجا حاج اسم جمع است بمعنى حجاج يا حجگزاران ( 13 ) - ساخته شدن : مهيا و آماده گشتن ( 14 ) - خواجه على ميكائيل : از رجال مشهور دربار مسعود ، نيز نگاه كنيد به صفحهء 254 شمارهء ( 14 ) ( 15 ) - سالارى حاج : امير الحاج بودن ( 16 ) - تكلف بر دست گرفت : در رعايت آداب و رسوم و تجمل افراط كرد و تكلف نمود ( 17 ) - عدت : بضم اول و تشديد دوم سازوبرگ ( 18 ) - دانشمند : فقيه ، حافظ فرمايد : مشكلى دارم ز دانشمند مجلس بازپرس * توبهفرمايان چرا خود توبه كمتر مىكنند ( 19 ) - مهد : بفتح اول و سكون دوم تخت روان - داشتن مهد يكى از لوازم و علائم بزرگى و حشمت بوده ( نقل از لغتنامهء دهخدا ) ( 20 ) - ساخت زر : سازوبرگ زرين اسب ( 21 ) - غاشيه : پوشش زين يا زينپوش ( 22 ) - طرح شده است : دور انداخته شده است ( 23 ) - برغشى : در بعضى نسخهها بزغشى . . . اشتقاق آن . . . معلوم نشد ( نقل از حواشى مرحوم دكتر فياض )