محمد بن حسين البيهقي
573
تاريخ بيهقى ( فارسي )
به صفحهء 195 شمارهء ( 5 ) ( 14 ) - اغرا : مخفف اغراء مصدر باب افعال بمعنى برانگيختن و تحريك كردن ( 15 ) - نشانده آمد : بازداشت شد ( 16 ) - تضريب : سخنچينى كردن و دشمنى انداختن ، مصدر باب تفعيل ( 17 ) - او را : يعنى مسعدى را ( نقل از حواشى مرحوم دكتر فياض ) ( 18 ) - نسختى كرده : مكتوبى نوشته است - نسخت : مكتوب ، نوشته و پيش نويس ص 466 ( 1 ) - دريافته بود : تأثير كرده بود ( 2 ) - معنى دو جمله : بر طبق آن نسخه به خط شاهنامه مختصرى نوشته شده و بوسهل بىدرنگ آن را بخوارزم فرستاده است ( 3 ) - سديد : بفتح اول و كسر دوم استوار راى و درست ، صفت از سداد ( 4 ) - بگزارد : اظهار و بيان كند ( 5 ) - مقرر : مسلم و ثابت ، اسم مفعول از تقرير ( 6 ) - داهيهگان : جمع داهيه بمعنى بسيار داهى و گربز و زيرك مأخوذ از داهية عربى كه تاى آخر آن براى مبالغه آورده شده است نظير علامة ، مشتق از دهاء بفتح اول ( 7 ) - سوختگان : جمع سوخته يعنى كسى كه از پختگى گذشته است و سوخته است يعنى سخت مجرب و آزموده - مرحوم دكتر فياض با علامت سؤال در حاشيه نوشتهاند يعنى كاركشتگان ؟ ( 8 ) - بنه شود : بنشود يعنى درنگيرد و اثر نبخشد و كارگر نيفتد ( 9 ) - آفروشهء نان : كنايه از چيزى بىاصل و دروغ است چه افروشه ( بفتح اول و سكون دوم ) حلوائيست كه از آرد و روغن و خرما سازند نه از نان . . . ( نقل از صفحه 187 ج يكم امثال و حكم دهخدا ) - آفروشه و افروشه همان حلواى خانگى و حلواى سفيد است - مرحوم سعيد نفيسى در صفحهء 392 مجلد نخست تاريخ بيهقى در حاشيه نوشتهاند « . . . مجازا هر چيز بسيار فريبنده را هم آفروشه يا افروشه مىگفتهاند » ( 10 ) - مجاملت : با كسى نيكوئى نمودن ، حسن معاشرت نمودن ، مصدر باب مفاعله ( 11 ) - ستى : كلمه معلوم نيست ، قزوينى هم در آن ترديد داشته ( نقل از حواشى مرحوم دكتر فياض ) ( 12 ) - مانده است : برجاى گذاشته است ( 13 ) - آگوش : آغوش ( 14 ) - نسخت كردم : نوشتم يا پيش نويس كردم ( 15 ) - به ظاهر : يعنى به خط ظاهر و مكشوف در برابر معما ( نقل از حواشى مرحوم دكتر فياض ) ص 467 ( 1 ) - مثال : بكسر اول فرمان ( 2 ) - ادام . . . : خداوند وى را پيوسته نيرو بخشاد و توانائى دهاد ( 3 ) - خداى ترسى : پرهيزگارى ، اسم مصدر ( 4 ) - بنموده : نمايان داشته و آشكار كرده ( 5 ) - نوخاستگان : نورسيدگان و نودولتان در اينجا مراد هواداران امير محمد برادر مسعود ، نيز نگاه كنيد به صفحهء 51 شمارهء ( 15 ) ( 6 ) - معنى دو جمله : واجب است كه هيچگاه از ياد نرود ( 7 ) - تاريخ : هر سال با نسبت به يك واقعهء مهمى كه مأخذ نسبت زمان