محمد بن حسين البيهقي
559
تاريخ بيهقى ( فارسي )
قضاى حق شكر خالقش مىنمايد و صاحبش و مىبندد نعمت را به چيزى كه آن نعمت را ثابت سازد و خوشگوار گرداند يعنى شكر و بليه را بحسبت يعنى اينكه خداى مرا بس است آنچنان حسبتى كه آثار بليه را نابود گرداند ، و زعم امير المؤمنين آن است كه عنايت خداى در هر دو صورت نعمت و نقمت بر او بسيار است و دليل برين كه در هر دو صورت مصلحت است قوى است پس مضرت او را صاحب عذر به پروردگار خود نمىسازد و حال آنكه معترف است در صورت نعمت باحسان او راضى است در صورت بليه به آزمودن او و ثمرهء اين اعتراف و رضا آن است كه احاطه كند زيادتى فضل خدا را و دريابد مرتبهء بلند ثواب و از هيچ رو فائده را فائده رسان نمىداند و نفع را از هيچ ممر متعلق خواهش نمىسازد چه مىداند كه اللّه سبحانه بىاستحقاق كسى بفضل خود نعمت مىرساند و بر طبق عدالت قضا رانده و ميراند و اندازه مىگيرد اشياء را به دانائى ، و تدبير اختلاف آن مىكند بخواست خود و ميراند آن را به مشيت خود و تنهاست در ملك و آفريدگارى و جارى مىسازد احوال خلق را به مقتضاى فرمان خود و واجب كرده بر هريك كه گردن نهند فرمانهاى او را و راضى شوند بكردهاى او . ص 449 ( 1 ) - فسبحان . . . فى شأن : پاكا منزها پروردگارى كه ستايش كرده نمىشود در سختى و شدت به غير از او و مباركا خدائى كه در سختى و نرمى احكام او تهمتپذير نيست و همو عز و جل فرموده كه ما شما را در شر و خير مىآزمائيم و رجوع شما به ماست . و چون به تنهائى خود نقل فرمود امام پرهيزگار پاك قادر باللّه را كه رحمت ايزدى برو باد در مردگى و زندگى و پاك باد روحش در بقا و فنا از دار فانى بمكانى كه در آنجا خلق را بزرگ مىسازد و معزز مىدارد در حينى كه مشرف شده بود باجل ضرورت خويشتن و ملحق گردانيد او را به پدران او كه خلفاء راشدين بودند كه رحمتهاى خداى برايشان باد به روشى كه لازم ساخته بود بر هر زندهء كه او را ساخته و پرداخته و هر مخلوقى كه بدست قدرت او را مخمر گردانيده و خوش آمد امير المؤمنين را انتقال آن امام بدار قرار چرا كه مىداند كه خدا عوض مىدهد به او هم صحبتى پيغمبران نيكوكار را و مىبخشد به او آنچه آماده كرده است جهت او از قسم راحت و كرامت و بودن در مقام ابدى بىزوال ليكن گزندگى سوزش و الم هجران بار آورده است جهت امير المؤمنين حزن و ترحم و تأسف و هم ، پس ايستاده در كشاكش امر و نهى استرجاع كنان يعنى گويان كه إِنَّا لِلَّهِ وَ إِنَّا إِلَيْهِ راجِعُونَ ، و تسليم كرده مر آنكس را كه امر و خلق از اوست بازگردنده و او كسى است كه بر او در حكم غلبه نمىتوان كرد و در شكست و بست با او گفتگو و برابرى نمىتوان نمود و از او خواهش مىكند هر كه در آسمانها و زمينهاست و هر روز او را شأنى است غير شأن سابق و لاحق