محمد بن حسين البيهقي
560
تاريخ بيهقى ( فارسي )
ص 450 ( 1 ) - فلجأ . . . و الرضوان : پس پناه برد امير المؤمنين دنبال اين حادثه المرسان و واقعهء كه سايه انداخت به آنچه خدا آن را ازو خواسته است و آن را بر او واجب گردانيده و فروتنى نمود و استرجاع كرد بعد از آنكه غصه و نوحه بر او مستولى شده بود و گفت : انا للّه و انا اليه راجعون و خدا را از جهت خود بس دانست و صبر كرد و راضى شد و شكر نمود بعد از آنكه علاج كرد سختيهاى سربسته را و دفع كرد واقعههاى المرساننده را ، چه رأى امام مرحوم قادر باللّه كه خداى از وى راضى باد و پاك گرداناد روحش را ستارهء بود درخشنده و حلمش كوهى بود سر برافراشته ، سخت پيمان بود در دين محكم عزيمت بود در پيروى خداى رب العالمين رحمت كناد خدا بر او آن طور رحمتى كه بسبب آن رحمت ساكن گرداند او را در جنتهاى نعيم و راهنمائى كند او را بسوى راه راست و آن پاك روح را بود از عملهاى نيكو و خلقهاى پسنديده آنچه بلند سازد حجت او را در ميان امامان صالح و رستگار سازد و حجت او را در همهء عالمها بدرستى كه او ضايع نمىگرداند اجر نيكوكاران را . و چنان ديد امير المؤمنين به فطرت تيز و فكرت صافى خود كه بگرداند خاطر خود را از جزع برين مصيبتها بسوى بازيافت اجر و ثواب از رب الارباب و بپيوندد رغبت خود را به خداوند تعالى چه رد امانت يعنى امامت به بندهء خود كرد و او را برانگيخت پى كارى كه او براى آن كافى است و درخواست مىكند امير المؤمنين از خداوند تعالى كه صاحب منزلت سازد امام پاك قادر باللّه را كه آمرزش و رحمت بر او باد بسبب آنچه پيش از خود فرستاد از كردهاى خوب نزديك گردانندهء به خدا و صاحب مرتبه گرداندش بسبب آنچه پيشتر نزد او فرستاد تا آنكه ملائكه ملاقات نمايند با آن امام در حالتى كه بشارت دهند او را به آمرزش و و اصل گردانند به او تحفهاى كرامت را ( 2 ) - قال اللّه . . . منكشفا : فرموده است تبارك و تعالى « پس بشارت داد پروردگار ايشان را برحمت خود و آمرزش و بهشت كه ايشان را در آن سكون ابدى خواهد بود بدرستى كه اجرى كه خدا ببندگان مىدهد بزرگ است » . و اجابت كرد و مهيا شد امير المؤمنين از براى ايستادگى در آن كارى كه به او حواله نمود خدا و برو واجب شد بموجب نص از امام پاك قادر باللّه تا باصلاح آرد خلل را و بپاىدارد سنتها را و فراهم كند آنچه پراكنده شده است از كار و دريابد سستى را و رخنه را و تلافى كند آنچه بهم رسيده است از گمراهى و اداى حق الهى كند در رعيتش و نگهدارد آنچه در عهدهء نگهبانى اوست از كار خلق خدا پس نشست در مجلس عامى بحضور اولياى دولت و دعوت و زعيمان و بزرگان و پنهانيها و آشكارها و اعيان قاضيان و فقيهان و شهادتدهندهها و علما و اكابر و صالحان و رغبت اظهار نمودند در آنكه امير المؤمنين امام ايشان باشد و ايستادگى كند بحقوق خدا كه در ايشان است و التزام نمودند آنچه خدا بر ايشان