محمد بن حسين البيهقي
558
تاريخ بيهقى ( فارسي )
كرده ، و اوست حسابگيرنده از نفسهاى مردم خواه آنكه مردنى است خواه آنكه نمرده است در خوابگاه پس آنكه مردنى است مىميراند و آن ديگر را مىگذارد تا وقت موعود دررسد و درين علامتها و نشانيهاست از براى جمعى كه اهل فكر و انديشهاند آن يگانه به خدائى و آن فرماندهندهء بر همه خلق به بهرهء معلومه از براى آنكه آنچه لايق است از او در باب خلق بظهور آيد و عدالت در قضيه پيدا گردد ، و ازين حكم بيرون نيست هيچكس نه ملك مقرب و نه نبى مرسل و نه برگزيدهء بواسطهء برگزيدگى و نه دوستى به جهت دوستى ص 448 ( 1 ) - قال . . . ضرائه : چه خداى عز و جل فرموده كه جميع امت را مدتى است معلومه همينكه آن مىرسد پيش و پس نمىباشد و نيز فرمود كه ما وارث زمينيم و آنچه بر روى زمين هست و بازگشت اهل روى زمين به ماست . و سپاس مر خداى را كه برگزيد محمد را كه صلاة باد بر او و بر آلش و سلام از فاضلتر قريش از روى حسب و كريمتر از روى اصالت نسب و شريفتر قريش از روى اصل و پاكتر قريش از روى فرع و برانگيخت او را در حالتى كه بود چراغ نورده و بشارتدهنده و ترساننده و هدايتكننده و هدايتيابنده و فرستادهء كه خداوند از او خشنود بود و داعى مردم بود بسوى او و مىخواند مردم را به او و حجت خدا بود پيش او تا بترساند ستمكاران را و بشارت دهد نيكوكاران را ، پس بجاى آورد رسالت را و ادا كرد امانت را و نصيحت نمود امت را و جهاد كرد در راه خدا كه پروردگارش بود و عبادت كرد تا زمانى كه اجل موعودش رسيد و آمرزش كناد خدا او را و سلام فرستادش و شرافت بخشاد و كرامت دهاد و بزرگ گرداناد . و سپاس مر خداى را كه برگزيد امير المؤمنين را از اهل اين ملت كه بلند شد نهالش و قرار گرفت اساسش و محكم شد بيخش و رسوخ پيدا كرد بنيادش و آراسته شد اصلش و محفوظ ماند فرعش و برچيد او را از ميان امتى كه شراره ريزه است آتشش و برگزيد او را از خلاصهء خلافتى كه نورانى است شهابش و يگانه گردانيد او را به اخلاق نيكو و جدا گردانيد او را به طورهاى پاك و مخصوص ساخت او را برسمهاى برگزيده كه از جمله واجبتر و بهتر و حقتر و سزاوارتر است تسليم شدن مر فرمانهاى خدا را و گردن نهادن قضاى او را و رضا دادن به سختيها و بلاهاى او ( 2 ) - فاوفى . . . مذعنا : پس بجاى آورد امير المؤمنين همهء آنچه ازين قبيل بود و پيروى كرد آنها را و بجاى آورد بروش سلف صالح خود و پيروى راه روشن ايشان را ، و امير المؤمنين در نعمت و راحتتر زبان است بشكر الهى و برابرى مىكند با بليهء المرسان با صبر بسيارى كه خدا به او داده است و روبرو مىشود با واقعه به آن طريق كه رضا به قضا مىدهد بر نهجى كه اين خلق را خداى بلندرتبه به او ارزانى داشته است و در هر دو حال