محمد بن حسين البيهقي

546

تاريخ بيهقى ( فارسي )

بسيار مهم بشمار مىرود شاه بايد دردسر فراوان تحمل كند ، در مثل آمده است كه مستى از مى است و هم باده موجب خمار و دردسر مىشود ص 429 ( 1 ) - عفاف : بفتح اول عفت ( 2 ) - حشمت : شكوه و هيبت ( 3 ) - در نماند : عاجز نشود ( 4 ) - بپسود : مصدر مرخم لمس كردن ، مصدر آن پسودن يا بسودن ( 5 ) - رزمش : باحتمال قوى زرهش ( نقل از حواشى مرحوم دكتر فياض ) - معنى بيت روشن نشد ( 6 ) - بعقل ماند : اين كار عاقلانه مىنمود و به كارهاى عقلى شباهت داشت ( 7 ) - مرشح : تربيت‌شده و آماده ساخته ، اسم مفعول از ترشيح ( 8 ) - آوار : مخفف آواره بمعنى رانده از كنام ( 9 ) - خسروان : در اينجا مراد شاهزادگان است ( 10 ) - معنى مصراع : بوى به مقدارى كه متناسب با شأنش بود مدد نكرد و زر و سيم و زين‌افزار نداد ( 11 ) - مالش : گوشمال ، اسم مصدر ( 12 ) - بالش : رشد و نمو و فخر ، اسم مصدر ( 13 ) - سرفرازى نار : سركشى و سربلندى آتش ص 430 ( 1 ) - گير : فرض كن ( خطاب به خواننده ) نقل از حواشى مرحوم دكتر فياض ( 2 ) - دار قرار : دار القرار ، سراى آسايش و آرامش يا جهان ديگر ( 3 ) - كم كند رفتار : از حركت بازايستد ، كم قيد تقليل در اينجا مفيد نفى مطلق - معنى مصراع : از علائم قيامت يا رستخيز آنست كه ماه از حركت بازايستد ( 4 ) - معنى بيت : از سلطان مسعود هم مثل محمود پدرش و مانند جدش سبكتگين در آن سرزمين حساب مىبردند و هراس داشتند ( 5 ) - سها : بضم اول ستاره‌ايست خرد و اندك فروغ از ستارگان دب اصغر ، به استعاره مراد محمد برادر مسعود و از قمر به استعاره مسعود مقصود است ( 6 ) - مشار : بضم اول آنكه با وى در كار مشورت كنند ، اسم مفعول از اشاره مصدر باب افعال ( 7 ) - كعبهء ملك جهان : به استعاره مراد حضرت غزنين ( 8 ) - استار : بفتح اول و سكون دوم پرده‌ها جمع ستر ( 9 ) - خدايگان جهان : پادشاه بزرگ عالم ( مسعود ) ( 10 ) - نماز نافله : نماز غير واجب ( 11 ) - فريضه : كار واجب ، نماز واجب ( 12 ) - ازار : بكسر اول پوشاك و شلوار در اينجا مطلق جامه - معنى بيت : به كنايه مقصود آنست كه كارهاى غير واجب را كنار نهاد و براى تصرف غزنين كه فريضه بود جامه پوشيد و آماده شد ( 13 ) - لطف : بفتح اول و دوم احسان و نرمى ( 14 ) - طراز : بفتح اول زينت و نقش و خطى كه نساجان بر طرف جامه نگارند ( 15 ) - كسوت : بكسر اول و سكون دوم جامه ( 16 ) - سكه : بكسر اول مهر و نقش درم و دينار - معنى بيت : مسعود پيام داده بود كه نام من بر دينار و درم و طراز جامه نقش شود ( 17 ) - ازدر : سزاوار ( نقل از حواشى مرحوم دكتر فياض )