محمد بن حسين البيهقي

543

تاريخ بيهقى ( فارسي )

ص 423 ( 1 ) - اتفاق افتادى : پيش مىآمد ( 2 ) - حضرت : درگاه و پايتخت ( 3 ) - صفه بزرگ : بضم اول ايوان بزرگ ( 4 ) - با تكلف : صفت خوان ، مركب از با ( پيشوند مصاحبت و دارندگى + ) تكلف ( اسم ) ( 5 ) - گفتن گرفتند : ترانه خواندن آغاز كردند ، حافظ فرمايد : ساقى بنور باده برافروز جام ما * مطرب بگو كه كار جهان شد بكام ما ( 6 ) - مشربه : بكسر اول و سكون دوم و فتح سوم كوزه ، اسم آلت از شرب ( 7 ) - مستان : جمع مست : صفت جمع براى تأكيد در وصف يعنى سخت مست ، از لحاظ نحوى حال ( 8 ) - از خوان : باصطلاح سر سفره ؛ از حرف اضافه مفيد ظرفيت ( 9 ) - صفهء بار : ايوان بار يافتن و بحضور رسيدن ( 10 ) - مسخرگان : جمع مسخره ، آنكه با گفتار و كردار خود مردم را بخنداند ، دلقك ( 11 ) - مثبت : ثبت شده ، اسم مفعول از اثبات ( 12 ) - گذشتن : درگذشت و رحلت ( 13 ) - صحبت افتاد : همنشينى و دوستى روى داد ( 14 ) - استاد ابو حنيفهء اسكافى : ابو حنيفهء اسكاف ، از شعراء مخصوص سلطان ابراهيم بن مسعود غزنوى ( 450 - 492 ) نقل از حواشى صفحهء 108 چهار مقاله تصحيح قزوينى ( 15 ) - متنبى : احمد بن حسن معروف به ابو الطيب متنبى ( 303 - 354 ) شاعر مشهور عرب ( 16 ) - را : در اينجا حرف اضافه است هم نشان مفعولى و هم نشان مضاف‌اليهى ( معنى اين بيت متنبى را ) ( 17 ) - و استكبر . . . : پيش از ديدن وى خبرهاى او را بزرگ مىپنداشتم ، چون به يكديگر رسيديم ، آزمون با ديدار خبر را خرد شمرد ( به گفتهء فردوسى : بديدن فزون آمد از آگهى ) ( 18 ) - سلطانان گذشته : سلاطين سلف ، موصوف و صفت ص 424 ( 1 ) - تازه كرد : تجديد و نو كرد ( 2 ) - اقبال كند : روى آورد و توجه نمايد ( 3 ) - به حمد اللّه . . . : با سپاس ايزد و احسان وى ( 4 ) - باد : فعل مضارع دعائى سوم شخص مفرد بجاى « بادند » يا « باشد » به كار رفته است ، نيز نگاه كنيد به صفحهء 497 ج 1 ديوان غزليات سعدى بكوشش نگارنده ( 5 ) - كاسد گونه : نيم كاسد ، شبه كاسد و بتقريب ناروان ، صفت تركيبى ، مرحوم بهار در صفحه 80 ج 2 سبك‌شناسى آورده‌اند : ( بيهقى ) در مواردى كه مىخواهد ناتمامى كارى را برساند آن كار را با ( گونه ) كه از ادات تشبيه است تركيب مىكند . . . صلح‌گونه . . . ترگونه . ، خلق‌گونه ، بيگاه‌گونه ( 6 ) - حضرت بزرگوار : پايتخت بزرگ و درگاه و الا ، عطف بيان يا بدل غزنين ( 7 ) - ذكر : در اينجا مراد شرح حال ( 8 ) - معنى جمله : كمترين فضيلت و كمال وى شاعرى است ( 9 ) - اجرى : بكسر اول و سكون دوم و كسر سوم ، ممالهء اجراست بمعنى مقررى و مستمرى ( نقل از حواشى مرحوم دكتر فياض ) - اجرا مخفف اجراء مصدر باب افعال بمعنى تعيين كردن رزق و راتبه ( 10 ) - مشاهره : بضم اول مواجب ماهيانه