محمد بن حسين البيهقي
531
تاريخ بيهقى ( فارسي )
در شهوت ( 18 ) - دزديده : كنايه از پنهانى ، قيد وصف و روش ( 19 ) - بىهوشى : از خود بى خود شدن ( 20 ) - تغافل : خود را غافل وانمود كردن ، مصدر باب تفاعل ( 21 ) - مقرر : مسلم و محقق ، اسم مفعول از تقرير ص 403 ( 1 ) - اسماعيل : برادر كوچك محمود كه به حكم وصيت سبكتگين لشكريان او را به اميرى گماشتند و سرانجام محمود در سال 387 پس از هفت ماه او را مغلوب كرد و خود به امارت رسيد ( 2 ) - برآرى : تربيت كنى و پرورش دهى ( 3 ) - براستاى تو : دربارهء تو ( 4 ) - برآمدهاى : تربيتشدهاى و پرورش پرورشيافتهاى ( 5 ) - معنى دو جمله : چنان كه گمان كردهايم ، نمىباشى ، تقديم جملهء اصلى ( نيستى ) بر جملهء تابع براى تأكيد ( 6 ) - بنهرود : بنرود ، تقديم باى تأكيد بر نون نفى - معنى جمله : چنين فريبها و حيلهها در محمود مؤثر نيفتد ( 7 ) - نيز : از اين پس ، قيد زمان ( 8 ) - معنى جمله : آن سخن قطع شد و به پايان آمد ( 9 ) - بركشيد : ترقى داد و به پايگاه بلند رسانيد ( 10 ) - شب سياه : به استعاره مراد موى رخسار ( 11 ) - روز سپيد : به استعاره مراد چهره روشن و سپيد ( 12 ) - معنى جمله : آفتاب رخسار وى با روئيدن موى تاريك شد ( 13 ) - عرس : بضم اول و سكون دوم جشن عروسى ( 14 ) - بىمحل : نابجا و نامناسب ( 15 ) - درجه گونه : رتبه گونه ، شبه مقام يا مقامك ( 16 ) - ممقوت : دشمن گرفته اسم مفعول از مقت بفتح اول و سكون دوم ( 17 ) - معنى جمله : گرفتار بختبرگشتگى شد ( 18 ) - اصلح : شايستهتر و نيكوتر ( 19 ) - منعم : نعمتدهنده ، اسم فاعل از انعام مصدر باب افعال ( 20 ) - رسيده آيد : بجاى « برسند » به كار رفته ، به كار رفتن صورت مجهول بجاى صورت معلوم فعل ( 21 ) - بمنه . . . : باحسان و نعمتبخشى و فراخى رحمتش ص 404 ( 1 ) - لكشن : نام جد اين بوسهل است ، چنان كه در اشعار فرخى مكرر آمده است ( نقل از حواشى مرحوم دكتر فياض ) ( 2 ) - مصادره : ضبط كردن اموال كسى بسبب جرمى كه مرتكب شده باشد ، مصدر باب مفاعله ( 3 ) - عمل بست : حكومت شهر بست در حدود سيستان ( 4 ) - فرمان يافت : درگذشت ( 5 ) - معنى جمله : خود را برسيدگى امور ( ابواب ) آنان گماشت ( داشت ) و به كار آنان پرداخت ( 6 ) - افتاد و خاست : گاه تنزل مقام مىيافت و گاه ترقى مىكرد ، نيز نگاه كنيد به صفحهء 52 شمارهء ( 22 ) ( 7 ) - خاصهتر : مخصوصتر ، صفت شغلها ( 8 ) - وجيه : بفتح اول و كسر دوم روشناس و معروف ( 9 ) - شغل وكالت : كار نظارت و پيشكارى در امور درگاهى - ديوان وكالت : نظارت و پيشكارى امور درگاهى را در خورد و خوراك و اصطبل و ديگر كارها تصدى مىكرده . . . ( نقل از صفحهء 208 اصطلاحات ديوانى دورهء غزنوى و سلجوقى تأليف حسن انورى ) ( 10 ) - آموى : نام شخصى بوده