محمد بن حسين البيهقي

522

تاريخ بيهقى ( فارسي )

تو كن از داد و دلِ شاد ولايت آباد * هرگز آباد 1 مباد آنكه نخواهدت عظيم اين دو قصيده با چندين تنبيه 2 و پند نبشته آمد . و پادشاهان محتشم و بزرگ با - جد 3 را چنين سخن باز بايد گفت ، درست و درشت 4 و پند ، تا نبشته آيد . و پادشاهان محتشم را حثّ 5 بايد كرد برافراشتن بناء معالى 6 را ، كه هر چند در طبع ايشان سرشته است به سخن و بعث 7 كردن آن را بجنبانند . و اميران گردن‌كش با همّت بلند همه از آن بوده‌اند كه سخن را خزينه‌دارى كرده‌اند و بما نزديكتر سيف الدّولة ابو الحسن على 8 است ، نگاه بايد كرد كه چون مردى شهم 9 و كافى بود و همه جدّ 10 محض متنبّى در مدح وى بر چه جمله سخن گفته است كه تا در جهان سخن تازى است آن مدروس نگردد و هر روز تازه‌تر است و نام سيف الدّولة بدان زنده مانده است ، چنان كه گفته است ، شعر : خليلىّ انّى لا أرى غير شاعر * فكم منهم الدّعوى و منّى القصائد فلا تعجبا انّ السّيوف كثيرة * و لكنّ سيف الدّولة اليوم واحد له من كريم الطّبع فى الحرب منتض * و من عادة الإحسان و الصّفح غامد و لمّا رأيت النّاس دون محلّه * تبيّنت انّ الدّهر للنّاس ناقد احقّهم بالسّيف من ضرب الطّلى * و بالأمر من هانت عليه الشّدائد و اشقى بلاد اللّه ما الرّوم اهلها * بهذا و ما فيها لمجدك جاهد شننت بها الغارات حتّى تركتها * و جفن الّذى خلف الفرنجة ساهد و تضحى الحصون المشمخّرات فى الذّرى * و خيلك فى اعناقهّن قلائد اخو غزوات ما تغبّ سيوفه * رقابهم الّا و سيحان جامد فلم يبق الّا من حماها من الظّبا * لمى شفتيها و الثّدي النّواهد تبكّى عليهنّ البطاريق فى الدّجى * و هنّ لدينا ملقيات كواسد بذا قضت الايّام ما بين اهلها * مصائب قوم عند قوم فوائد