تئودور نولدكه ( مترجم : عباس زرياب )

91

تاريخ ايرانيان و عربها در زمان ساسانيان ( فارسي )

شاپور با قسطنطين ، قيصر روم ، پيمان ترك جنگ بست و او همان است كه شهر قسطنطنيّه را بساخت و نخستين كسى است از قياصرهء روم كه به دين ترسا در آمد « 1 » . پس از آنكه قسطنطين و سه پسرش ، كه مملكت را ميان ايشان قسمت كرده بود ، بمردند روميان مردى را از خاندان او به نام لليانوس « 2 » به سلطنت برداشتند و او به دينى بود كه روميان پيش از ترسايى داشتند و آن را پنهان همىداشت و خود را ترسا همىنمود . چون به سلطنت رسيد دين رومى را آشكار ساخت و آن را چنان كه از پيش بود برگرداند و بفرمود تا آن را زنده كنند و كليساها را ويران سازند و اسقف‌ها و كشيشان ترسا را بكشند . پس گروهى فراوان از مردم روم و خزر « 3 » و از عربى كه در

--> واضح است كه چرا اخبار ديگر بناى آن را به شاپور اول نسبت داده‌اند و همين‌طور است دربارهء شهرهاى ديگر كه به موجب بعضى اخبار بناى آن از شاپور دوّم بوده است ( دربارهء بناهاى شاپور دوّم رجوع شود به مجمل التّواريخ چاپ طهران ص 67 دربارهء بنا و تأسيس يك آتشكده رجوع شود به حمزه ص 53 ) . ( 1 ) - قطعهء بعدى از لحاظ سند بودن ارزش مستقلّ ندارد . تصادف خوبى نسخه‌اى از منبع اصلى اين گزارش را براى ما نگاهداشته است و آن داستان سريانى يوليان و يوويان است و من در مجلّهء جمعيّت مستشرقين آلمانى ( ج 28 ص 263 به بعد ) فهرست مفصّل مندرجات آن را با تعيين ارزش آن به دست داده‌ام . از مدّتها پيش معلوم بود كه گزارش‌هاى كتب عربى در اين موضوع از داستان سريانى مأخوذ شده است ( موضع مذكور ص 291 به بعد ) ؛ اين مطلب از خود متن عربى نيز واضح مىگردد ( چه خوب بود اگر شپيگل ، مانند كارهاى ديگر ، در كتاب سه جلدى خود « معارف ايران باستان » به اين مطلب اشاره مىكرد ) . حال معلوم مىگردد كه چرا سعيد بن البطريق و ابن قتيبه و فردوسى و روايات خالص ايرانى اين قصّه را ذكر نكرده‌اند . يعقوبى و مسعودى ( ج 2 ص 323 به بعد ) منتخباتى از آن ذكر كرده‌اند امّا در قسمت مربوط به تاريخ روميان نه در تاريخ ساسانيان . براى تفصيل به مقالهء مذكور من مراجعه شود . فردوسى گزارشهاى درهمى از گرفتارى قيصر و جنگ شاپور با برادر كوچكتر او « يانس » و عقد پيمان صلح با قيصر جديد به زانوش ( يوويان ) به دست داده است . در اينجا سرنوشت والرين با سرنوشت يوليان درهم آميخته است . ( 2 ) - شكل سريانى يوليانوس " Julianus " است ( رجوع شود به مجلّهء جمعيّت مستشرقين آلمانى ج 28 ص 292 ) . ( 3 ) - خزرها كه در قرون بعدى در جنوب روسيّه اهميّت بزرگى به دست آورده‌اند در اين داستان از طرف مورّخان عربى افزوده شده‌اند .