تئودور نولدكه ( مترجم : عباس زرياب )

89

تاريخ ايرانيان و عربها در زمان ساسانيان ( فارسي )

اهواز دو شهر بساخت يكى ايران - خرّه - شاپور است كه معنى آن « شاپور و مملكت او » است و به سريانى « كرخ » خوانده مىشود و ديگرى شوش است و اين شهر را در كنار دژى ، كه تابوت و جسد دانيال نبى در آن است ، بساخت « 1 » . پس از آنكه به روم

--> شده است ، ضرورى است . انبار ( در فارسى به معنى مخزن ، رجوع شود به لاگارده ، مجموعهء مسائل ص 12 - در يوحنّا اپيفانيا ، به نقل Dindorf ج 1 ص 379 امبره كه در ثئوفيلاكتوس 10 / 3 ابره و در 10 / 4 همان موضع چاپ شده است ) شهر معروفى است در كنار فرات و قسمت بالاى حيره . يكى بودن آن با شهر پيروز - شاپور Peroz - sapr ( السّمعانى 459 II , و ابن العبرى در تاريخ روحانيّت ج 2 ص 123 و الياس نصيبينى در نسخهء خطّى و Novaria در ص 302 و آميان آن را پيرى سابورا Pirisabora گفته است ص 24 س 2 و ص 5 س 3 ؛ در زسيموس 17 / 3 بيرسابورا آمده است ) مسلّم است و از منابع سريانى و مآخذ ديگر ثابت شده است . بزرگ شاپور ( وزرگ شه‌پوهر ) چنان كه از حمزه ص 52 و ابن خرداذ به ص 28 و مواضع متعدّد در ياقوت برمىآيد ، همان شهرى است كه به سريانى عكبرا خوانده مىشد ( الياس نصيبينى نسخهء موزه بريتانى ، ورق a 16 ؛ عكبرا به معنى موش است و در سرزمينى كه به آرامى تكلّم مىكرده‌اند مواضع ديگرى به همين نام موجود بوده است ) . اين شهر واقع بود در مشرق دجله و تقريبا به فاصلهء شش ميل آلمانى از بغداد ( مشاهدات تازه با گفته‌هاى جغرافىنويسان عرب مطابقت دارد ) . ( 1 ) - اختلاف اقوال دربارهء اين دو شهر خوزستان نه تنها در اين متن و متون موازى با آن ديده مىشود بلكه در گفتار سعيد بن البطريق ( ج 1 ص 470 ) و ابن قتيبه و حمزه ( ص 52 ) نيز آشفتگى زياد مشاهده مىگردد . طبرى بعد نام ايران شهر شاپور را به دست مىدهد و ترجمهء « شاپور و مملكت او » با اين نام بيشتر مطابقت دارد تا با نام ايران خرّه شاپور ( شاپور شكوه ايران ) . از قرائن برمىآيد كه هريك از اين دو نام يك شهر جداگانه است . در جغرافياى موسىخورن ( سن مارتين ص 370 ؛ پاتكانيان ص 22 ) دو شهر در خوزستان ذكر مىشود : ارنستن - ايرانشهر ( شاپور ) و كركوت Karkawat ( - كرخابا كلمهء فارسى آپات ، آباذ ) . اسم كامل كرخ و كرخا ( السّمعانى ، كارنامهء شهدا ج 1 ورق a 204 ، در آغاز قرن ششم م ) در نزد سريانىها كرخا دى لادن Karcha de Ladan است ( شهدا ج 1 ص 113 و 154 ؛ السّمعانى ج 1 ورق b 3 و كوتاه‌شده آن در السّمعانى ج 1 ص 354 لادن است ) . اين كرخه از نظر تقسيمات كليسائى غير از ناحيهء كليسائى شوش بوده است ( رجوع شود به السّمعانى ج 2 ورق b 458 ) . حال بايد متوجّه بود كه به فاصلهء كمى از خرابه‌هاى شوش رو به طرف قسمت بالاى رودخانه خرابه‌هائى از زمان ساسانيان واقع است كه ايوان كرخ خوانده مىشود ( راولين‌سن در مجلّهء انجمن جغرافيائى ج 9 ص 71 ) و مسلّما بايد همين شهر باشد . پس بايد دو مبناى ذيل را بپذيريم : 1 - شوشن و شوش كه خيلى قديمى است و به عربى سوس خوانده مىشود و يونانى آن زوسا است از طرف