تئودور نولدكه ( مترجم : عباس زرياب )

81

تاريخ ايرانيان و عربها در زمان ساسانيان ( فارسي )

تخت نشست . چون تاج بر سر نهاد بزرگان بر او گرد آمدند و حكومتى پربركت و عمرى دراز براى او از خدا خواستند و او پاسخ بسيار نيكوئى داد . اين بهرام پيش از آنكه بر تخت نشيند پادشاه سگستان بود . مدّت پادشاهى او چهار سال بود . پادشاهى نرسى پس از آن نرسى « 1 » ، پسر بهرام و برادر بهرام سوّم « 2 » ، به شاهى رسيد . چون تاج بر سر او نهادند اشراف و بزرگان پيش او آمدند و او را دعاى نيك گفتند . او نيز به ايشان وعدهء نيكى داد و بفرمود تا در كار مملكت‌دارى او را يارى دهند . نرسى با ايشان به عادلانه‌ترين راهى رفتار كرد . روزى كه به سلطنت رسيد گفت : « ما هرگز از سپاسگزارى به آنچه خداوند به ما بخشيده است بازنخواهيم‌ايستاد « 3 » » . پادشاهى او

--> به عنوان « شاه » از همان زمان ساسانى بارها پيش آمده است ولى مدّتى بود كه به وفور زمان ما نبود ( مقصود عصر قاجاريّه است ) . خاندان‌هاى بزرگ نجبا براى اين امر بيش از حدّ قوى به نظر مىرسيدند ( در اين باب رجوع شود به حمزه ص 51 ) . همچنين از ابن خرداذبه ( ص 43 به بعد ) مطالبى مستفاد مىشود كه مربوط به موضوع ماست . ( 1 ) - در سنگ‌نبشته‌ها نرسه Narseh ؛ ارمنى آن نرسه Nerseh ؛ سريانى آن نرسه ( چنين است در Cureton , Anc . Doc . 16 - Doctrine of Addai و Mart . I , 122 و مكرّر ) و يا نرسا ( در كتاب شهدا ج 1 ص 97 به بعد و مكرّر ) ؛ يونانى آن نرسس و به ندرت نرسايوس در كتاب پتروس پاتريسيوس فصل 13 ) ؛ لاتينى آن همه جا نرسئوس Narseus . ( 2 ) - سنگ‌نبشتهء شاپور ( فلاندن ، لوح 46 ) گواه مستندى است بر بطلان اين ادّعا . از روى آن معلوم مىگردد كه نرسى پسر شاپور و نبيرهء اردشير بوده است . جاى تعجّب است كه سبئوس Sebeos ارمنى ( پاتكانيان در ژورنال آزياتيك سال 1866 ج 1 ص 149 ) خبر صحيح را نقل كرده است . ( 3 ) - كه مىتواند از اين توصيف و بيان آرام دريابد كه نرسى پس از زدوخوردهاى بسيار كه پر از شكست و فيروزى بود ( نرسى حتّى زمانى سرزمين شام را ويران كرد ) سرانجام مجبور شد زير بار پيمان صلح بسيار نامناسبى با روميان برود ؟ وقايع نشان داد كه دولت روم در زير