تئودور نولدكه ( مترجم : عباس زرياب )

82

تاريخ ايرانيان و عربها در زمان ساسانيان ( فارسي )

نه سال بود . پادشاهى هرمزد پس از نرسى ، هرمزد ، پسر نرسى « 1 » پسر بهرام . . . به شاهى رسيد . مردم از او مىترسيدند زيرا او را به درشتى و سختگيرى مىشناختند . امّا او به ايشان اعلام كرد كه مىداند مردم از سختگيرى او در مملكتدارى نگرانند ولى او اين سختگيرى و درشتى را به آرامى و نرمى بدل خواهد كرد . پس از آن خيلى به نرمى و مهربانى سلطنت كرد و با ايشان بسيار عادلانه رفتار نمود . همهء كوشش او در راه دستگيرى ناتوانان و رونق مملكت و دادگسترى با زيردستان « 2 » بود . هرمزد به هنگام مرگ پسرى

--> فرمانروائى ديوكلسين بازهم از شرقيان خيلى نيرومندتر بوده است . دربارهء اين جنگ ما اطّلاعات تا اندازه‌اى خوب در دست داريم . اين صلح كه تا زمان موريسيوس Mauricius آخرين صلح روميان با ايرانيان بوده است كه مايهء آبروى روميان گرديد به احتمال قوى در سال 298 اتّفاق افتاد و اين از گفتهء يوشع ستون‌نشين ( بند هشتم ) نيز معلوم مىشود . به گفتهء او روميان نصيبين را در سال 609 سلوكى - 8 - 297 م تصرّف كردند ( در اصل آرامى بايد خوانده شود قنو q'nau - به دست آوردند ) و 65 سال نگاه داشتند ( تا تابستان 363 ) . يوليان ( I , 18 b ) به ناحق ارزش اين صلح را كه 40 سال طول كشيد ، با قوهء فصاحت پائين مىآورد . ( 1 ) - از يكى از كتيبه‌هاى شاپور سوّم به ظاهر چنين برمىآيد كه اين هرمزد پسر شاهنشاهى بوده است به نام ورهران ( بهرام ) . با اين همه اين توضيح و تعبير قابل اطمينان نيست تا زمانى كه رونويسى بهتر از آنچه در سفرنامهء اوزلى ( ج 2 لوح 42 ) هست به دست آيد . به هر حال بايد اشتباهى در كار باشد ؛ زيرا روايات ايرانى متفق است بر اينكه ( شاپور ، پسر هرمزد ، پسر نرسى ) بوده است . آگاثياس و الياس نصيبينى نيز از آن پيروى كرده‌اند و سنگ‌نبشته‌اى ديگر از شاپور سوّم ( فلاندن ، لوح 6 ) و گفتهء اوتروپيوس Eutropuis ( 25 ، 9 ) نيز آن را تأييد مىكند . اوتروپيوس كه در لشكركشى روميان بر ضدّ شاپور دوّم حاضر بود و هرمزد برادر شاپور نيز در اين لشكركشى در طرف روميان بود ، بايستى از اين معنى بهتر آگاه باشد . ( 2 ) - ابن قتيبه نيز چنين دارد . به گفتهء حمزه ( ص 51 ) او در رام - هرمزد و ايذج ناحيه‌اى به نام وهشت‌هرمزد و يا كورنك‌آباد كرد . كلمهء آخرى بايد نام قديم‌تر آن باشد . ياقوت هيچيك از